تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
پس از مدتى تأخير ملالت‌آور بالاخره شنيديم كه قافلهء هرات در شرف رسيدن است . بعجله بقرقى برگشتم و تصور ميكردم ديگر مانعى براى ادامهء مسافرت وجود ندارد كه يك مرتبه مسئلهء باجى كه بردگان آزاد شده بايد بپردازند موضوع بحث قرار گرفت و مسافرت ما را بتعويق انداخت . قافلهء ملازمان عبارت از چهل نفر از كسانى بود كه بعضى از هرات و بقيه اهل ايران بودند و در تحت حمايت او به اوطان خود مراجعت ميكردند . اين بخت برگشتگان مجبور بودند پول بسيار بدهند زيرا در معرض اين مخاطره قرار داشتند كه از نو گرفتار شوند و دو مرتبه بمعرض فروش درآيند . با اينكه ملازمان در ميان همهء افسران سرحدى سرشناس بود معذلك عبور او سخت مورد مباحثه قرار داشت . و اين بحث بيشتر راجع بتعداد بردگانى بود كه باج به آنها تعلق ميگرفت تا به مبلغ خود باج . زيرا مبلغ كاملا معين بود ولى عدهء اسراء را امكان داشت كم و زياد قلمداد كرد و هرقدر او اصرار در كم كردن آنها داشت همان اندازه مأمورين ماليات سعى داشتند رقم را بالا ببرند . هر مسافرى كه هويتش كاملا روشن نباشد ابتدا در صف بردگان قرار گرفته و بلافاصله تسليم مقامات صلاحيت‌دار مىشود و سپس چون هركدام سعى دارند معافيت خود را با حسن نيتى كه كم‌وبيش مورد ترديد است بثبوت برسانند لذا دادوفرياد و نزاع و جنجال بىپايانى برپا مىشود . ولى بالاخره راه‌حل تمام اين مشكلات را از كاروانباشى ميخواهند و او از ميان پنجاه يا صد مسافرى كه تحت هدايت خود دارد عده‌اى را كه از حيث قيافه و زبان و ساير مشخصات ترديدى در هويتشان نباشد بعنوان بردهء آزاد شده معرفى مينمايد . بطور كلى سوءظن متوجهء اشخاص ولگردى مىشود كه نميتوانند دليل موجهى براى مسافرت خود اقامه كنند و چون غالب اينها هم عنوان حاجى روى خود ميگذارند سياست « زمان » اينطور اقتضا مىكند كه حتى المقدور عدهء زيادى از زوار حقيقى را در بخارا جمع كند تا بتواند بردگان آزاد شده را كه احتياج به ظاهر ساختگى