تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

فصل يازدهم راه سمرقند - صحراى كوچك - « شل مليك » - ده بيگانه - قرمينه - مسجد مير -

سواران تكه - عقيدهء سياسى طبقهء عوام - اولين منظرهء سمرقند - گردش در شهر - يادگار تيمور خان - ارك يا قلعهء نظامى - قصر تابستانى و مرقد و مسجد تيمور - مدارس - شهر قديم و جديد - ده بيد - در مقابل وسوسهء اين‌كه دور تر بروم مقاومت ميكنم - ورود امير - قصاص‌گاه شاهى - باريافتن خطرناك - دروغ جبران شده - عزيمت - تأسف و پشيمانى - آخرين وداع با سمرقند . از اينجا پس از روز چهارم به ماركاندا ميرسند . اين ناحيه مجاور سرزمين سكاها و آباد است . دهات زيادى در آن يافت مىشود زيرا در نتيجهء حاصلخيزى زمين نه فقط مردمان بومى آن سرزمين زيست ميكنند بلكه بيگانگان نيز به آن سمت روى ميآورند .
( Q . Curt II Rufi Libb . VII et VIII ) .
از روزى كه از بخارا به قصد سمرقند حركت كرديم قافله هرآن كوچكتر ميشد بطورى كه به دو ارابه منحصر شده بود . يكى را حاجى صالح و من و ديگرى را حاجى بلال و اتباعش اشغال كرده بودند . سايه‌بانى از حصير ما را از تابش آفتاب محفوظ ميداشت و من خيلى ميل داشتم روى فرش زير پايم به استراحت بپردازم . ولى تكانهاى شديد اين وسيلهء نقليهء باستانى اجراى اين آرزو را غيرعملى ميساخت . با هر تكانى بىاختيار سرهاى ما ، مانند گلوله‌هاى عاج بازى بيليارد ، محكم بهم مىخورد . در چند ساعت اول حركت سرگيجه و حال تهوع كاملى به من دست داد كه نظير آن را در روى شتر احساس نكرده بودم در صورتى كه چون تكان شتر هميشه از
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 265 | آرمينيوس وامبرى / فتحعلى خواجه نوريان