بخش نخست
فصل اول ايران در ماه ژوئيه - چگونه در حال خوابيدن سوارى ميكنند - منظرهء عمومى طهران - مهماننوازى سفارت تركيه - خاطرات بوسفور - فرستادگان فرانسه و انگليس - مسافرت سياسى فرخ خان - پيشدستى بلژيك و پروس - هيئت ايتاليائى - اردوكشى دوست محمد خان - تأخيرهاى اجبارى - گردش شيراز .
من راه ميرفتم و همقطارانم از زور خواب مثل شاخهء درخت نوسان داشتند
« ويكتور هوگو » « 1 »
هركس در اواخر تيرماه و لو كم در ايران مسافرت كرده باشد حالت خوشى را كه بعد از طى مسافت بين تبريز تا طهران به من دست داد به آسانى درك خواهد كرد .
اين مسافت بيش از پانزده منزل نبود و شايد اگر دقيقا حساب كنيم فقط سيزده منزل باشد . ولى وقتى انسان در آن هواى سوزان بايد به كندى قدم قاطرى كه بار سنگين دارد طى منزل كند و جز دشتهاى باير و غمزده كه تقريبا تمام سرزمين ايران را تشكيل ميدهد ، چشمانداز ديگرى نداشته باشد دچار خستگى خواهد شد كه وصف نكردنى است و كسى كه توصيفات شاعرانهء سعدى و حافظ و خاقانى را در خاطر دارد از ديدن ايران سخت مأيوس مىشود و چون خاورزمين را از روى تخيلات
هامش
( 1 ) -Victor Hugo