قيمت كوريجان
عمل ثبت اسناد را تمام كردم . دو ثلث پول را دادم و تقاضانامه را نوشتم با دو دانگ و نيم مار هموار سهمى افخم الدوله ، پنجاه و چهار هزار تومان قيمت كوريجان ششدانگ ، سه هزار و هشتصد تومان قيمت مار هموار از پول اشجار پرداخته شد . اين سواى اعيان و كروم رعيت بيچاره است كه يك جا من بايد قيمت ملك را بدهم ، يك جا رعيت اعيان را .
آيا ملك بىاعيان و رعيت هيچ ارزش دارد ؟ پس اين قيمت با آن اعيان است . خاك و آب بىرعيت كه قيمت ندارد . مبلغى هم پول به ماليه دادم ، شانزده تومان هم جريمهء تأخير دو قسط جنسى .
پانصد خروار محصول
13 آبان - از شهر حركت كرديم يك ساعت به غروب وارد كوريجان شديم . خرمن برداشته شده ، كاه مانده است . من مثل اينكه اداره يا وزارتخانه بروم صبحهاى زود سر خرمن مىرفتم . ظهر منزل ناهار خورده بعد سر خرمن [ بودم ] تا خيلى زود برداشته شود .
امسال نزديك پانصد خروار نقل انبار ششدانگ شد ( سال اول دويست و شش خروار بود ) . گندمى كه آب خورده بود هيجده و بيست تخم داد . آنكه دو آب خورده بود تخمى پانزده و شانزده . آنكه يك آب خورده بود تخمى هفت و نه . رعايا مىگفتند اگر آب رسيده بود دو برابر غله مىآمد . يك جوق دانگ خريدارى من پنج جفت يكصد خروار غله داشت .
نسقهاى ورامين - همدان
افخم الدوله كه دايم با من مرافعه داشت و مايل بود نسقبندى و طرز رعيتى ورامين را من در اينجا معمول دارم و من اتكا داشتم كه غيرممكن است ، به حمد اللّه آمد و ديد و رسيد كه من حق مىگفتم . نه نسق آنجا در اينجا معمول مىشود ، نه نسق اينجا در آنجا .
چيزى كه بود من براى اينهمه صدمه كه در زراعت و قاچاق ترياك به مردم وارد مىشود مخالف بودم و اين چند سال كشت نكردم . زيرا قيمت غله هم تا درجهاى خوب بود . مرا راضى كرد كه بكارم . اين بود حكم كردم هر جوق يك زمين ترياك بكارد .
ترياككارى
روزى سوار شديم جويبار و زمين ترياك را مشاهده كنيم . ديديم يك زمينهاى كالهء