رضا شاه و پولهايش در بانك خارجه
در شهر معلوم شد عجلهء اعليحضرت به رفتن طهران فقط براى اعلان شكست قيمت ليره بود كه پس از قرائت راپرت اعلان انگليس ديگر هوش و حواس برايش باقى نماند .
حق دارد تمام پول مملكت ما را جمع كرده و به بانكهاى خارجه داده امروز نصف مىشود . گفتند اعليحضرت در اين مسافرت دخل زيادى كرده . در كردستان كه هميشه خانهء آصف اعظم وارد مىشد ( كه در مأموريتهاى كردستان خيلى به اين شاه دستگيرى انعام و احسان نموده بود ) اين دفعه وارد نشد و به ادارهء قشونى رفت . هشتاد هزار تومان آصف اعظم مصادره شد ( به تلافى احسان سابق خود . ) .
صداى سگ و الاغ
درهاى اطاق ادارهء قشونى قديمى و كوتاه بود ، قد شاه بلند . دو مرتبه سرش به سقف در خورد ، كلاهش شكسته سرش به شدت درد گرفته بود . صبح به همه فحش داده بود .
در همدان چون عمارت مرحوم امير تومان خارج شهر [ است ] و اطرافش زارعين شهرى اقامت دارند آژان از هر خانه تعهد گرفته بود كه سگهايشان و الاغهايشان صدا نكنند . اگر صداى سگ و خر بلند شود پدر آن آدم را در خواهند آورد . بيچاره زارعين تا صبح كشيك سگ و خر را كشيده [ بودند ] مبادا صدا كنند .
غدغن لباس محلى
شاه باز مىبيند در كرمانشاه با همان كلاه و البسهء قديم خود هستند . لذا خيلى فحش مىدهد و لدى الورود طهران حكم مىكند به همه تلگراف شود ممانعت كنند . امنيه به دهات افتاد قبا و كلاه است كه پاره مىكنند . در كوريجان چندين كلاه و دامن قبا پارهپاره شد . رعيت فقير است ، قادر نيست لباس نو و كلاه بىدوام پهلوى تهيه كند . رعيتى كه يك كلاه نمد به ارث به او رسيده و تا حال سرش است چطور ماهى يك كلاه پارچهاى بىدوام مىتواند عوض كند ، يا كتوشلوار تنگ بپوشد . در موقع كار قانون مىگويد مجاز است . رعيت صبح تا شب مشغول كار است . آنوقت قبا و عبا و كلاه او را امنيه پاره مىكند .
نامه به تقىزاده
در باب ماليات من چنين صلاح ديدم كه امسال را ساكت باشم و متحمل ضرر بشوم . با