تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8077

مساهمون:

ص٨٠٧٧

آلمان

بين اين آلاف و اولوفى كه سه دولت از مال آلمانها افتاده‌اند و مثل گوشت قربانى تكه تكه‌اش مىكنند دولت ايران هم گويا يك حساب كهنه از بابت خريد اسلحه از آلمان داشت . سفارت‌خانهء شهر و تجريش آن ورشكست يغما شده را به ايران دادند و به تصرف خود درآورد ( از نمد كلاهى ) . درد و ورم باقى است ، جراحت مىآيد نه به آن زيادى پريروز . اما [ تا ] اين گلوله تمام جراحتش بيايد طول دارد . كم‌كم به درد و محروميت از غذا عادت شده است .

جشن مشروطيت

14 مرداد - جشن مشروطيتشان هم مثل ساير كارهايشان خواهد بود و من از ذكر آن صرف‌نظر مىكنم . قشون متفقين تهران را كم‌كم تخليه مىكنند .

نه عبادت ، نه معصيت

چه روزگار خوشى ، راحتى ، ارزانى بود آن ايام كه روزه مىگرفتيم ، عبادت مىكرديم ، نماز جماعت مىرفتيم ، پاى وعظ مىنشستيم ، انفاق مىكرديم . همه رفت . ما مانديم فاقد همه‌چيز . سرتاپا معصيت ، گناه ، ناراحت ، گرانى ، فاقد اقوام ، پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، دوستان ، رفقا كه امروز نه عبادت از ما ساخته است نه معصيت . در جوانى هركس كارى كرد برد ، نكرد مثل امروز من خسر الدنيا و الاخره مىشود « 1 » . من در آن دنيا بيشتر قوم ، خويش ، دوست ، رفيق دارم تا اين دنيا . امروز از صبح خانه مهمان [ بود ] . قوم خويشها همه جور مرد و زن تا پاسى از شب بودند . سه مرتبه به شدت كله و گوش من درد گرفت بىطاقت كرد . به فرمايش دكتر عزيزى باز طاقت آورديم چه مىشود كرد .
رمضان رفت و بسى دور گرفت اندر بر * خنك آن كو رمضان را به سزا برد ببر

ياد گذشته‌ها

من كه چند سال است روزه نمىگيرم يعنى نمىتوانم . خوشا آن روزها كه مىگرفتيم . شبها دورهء مهمانى داشتيم شاد بوديم ، راحت بوديم ، امنيت داشتيم . عزت ، حرمت ،
هامش
( 1 ) - بايد توجه داشت در تاريخ تطبيق قمرى با شمسى اشتباه رخ داده 14 مرداد مصادف با 26 شعبان است . ( مسعود سالور )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8077 | قهرمان ميرزا عين السلطنه