تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8073

مساهمون:

ص٨٠٧٣

منافع حاجى علينقى و نمازى

گفتند در روزنامه هم بود همسايهء شميران من حاجى علينقى كاشانى در اين ايام كه انحصار پنبه به هم خورد پانصد هزار تومان منافع برد ( باغ به اين گرانى نخرد ؟ ) . نمازى باز همسايهء دور تر من سال قبل در دو معاملهء كتيرا و چاى از هريك ششصد هزار تومان برد . تا امسال چقدر برده باشد خدا عالم است . قمار هم بين اينها از زنانه و مردانه رواجى دارد كه شبى پانزده و شانزده الى سى هزار تومان بردوباخت مىشود . شبى يك هزار و دويست تومان به صاحب‌خانه و مجلس مىدهند بساط را راه بيندازد . توپ پانصد و هزار تومان مىبندند . عبد العلى خان [ خواجه نورى ] مىگفت در « كلوپ ايران » شبى صد هزار تومان بردوباخت مىشود . من و بچه‌ها بايد هزار شكر به جا بياوريم كه تب نمىكنم . اگر تب آمده بود يا بعدا بيايد كار من تمام است . همه ييلاق مىروند حالشان خوب شود حال من برعكس شده است .

چرچيل

بعد از فتح اتحاد احزاب سياسى انگليس منحل شد و مبارزه بين محافظه‌كار و كارگر شروع . چرچيل ليدر محافظه‌كار با ماجر اتلى ليدر كارگر بناى تلاش و نطق را گذاشتند . بعدا هر دو به پوتسدام رفتند . در 26 جولاى نتيجهء انتخابات معلوم مىشود . هر دو ليدر به سمت لندن رفتند . پس از معلوم شدن نتيجه مراجعت به پوتسدام [ كردند ] . باز من جلو افتادم امروز پنجشنبه 4 مرداد است 26 جولاى ، روز نتيجهء انتخابات است .

بيمارى مؤلف

شب جمعه ، پنجم برج است - چهار ساعت از نصف شب مىگذرد . يك ساعت است به واسطهء وجع مرضى كه تمامى ندارد بيدارم . زينب در رخت‌خواب خود گاهى بيدار گاه خواب است . البته پرستارى مريض آن هم به اين امتداد كار سهلى نيست . اين غده ، ورم ، هرچه اسمش را بگذاريد سمت راست فك اسفل است . امشب فك چپ هم كمى ورم كرده شايد زياد شده مرا خفه كند . به‌هرحال بايد رفت . عاقبت هر جنبنده همين است . من واهمه از مرگ ندارم فقط نگرانى من از بعضى افعال است كه در جوانى از من سر زده