روزنامهها دو دسته شده [ اند ] . مردم هم تقريبا دو دسته [ اند ] . خوب و بد مىنويسند و مىگويند . روىهمرفته بسيار بد اوضاعى شده تكليف معلوم نيست . گفتند روزنامهنويسها از شاه پول خوبى گرفتند و به نوائى رسيدند .
[ از ] فقر و دنائت بليطهاى شام را دانهاى پنج ريال به هم مىفروختند . زرنگها تا نفرى ده بليط گرفته مىفروختند .
علل بىكلاهى
بىكلاه : 1 - فقرا كه نمىتوانند خريدارى كنند . 2 - جوانها كه مىخواهند سر و موى قشنگ خود را به خانمها نشان بدهند . 3 - مقدسين كه مايل نيستند كلاه فرنگى بگذارند .
خانمها عموما سر برهنه ، گيس تا پشت گردن . زلف و گيس ايرانى هم بىنظير است .
كامل زنها و مقدسهها با روسرى و چادرنماز [ ند ] .
پانزدهم شعبان - جشن مشروطيت
شنبه 14 مرداد 1323 ، 15 شعبان 1363 - رضا شاه مانع از اين جشن عمومى بود .
پارسال و امسال در تمام شهرها خصوصا تهران در همهجا حتى خانهها دو شب چراغانى و جشن برپا بود . مجلس هم جشن مشروطيت را گرفت . من همهساله دعوت داشتم نمىرفتم ، امسال رفتم . به قول خودشان امشب متعلق به سفراى كبار ، رجال ، وزراء ، محترمين و افسران دول متفق بود . دم در هم رقعهها را مىگرفتند مبادا بدون دعوت وارد شوند . يك خرتوخر ، يك شلوغبازارى بود كه سگ صاحب خود را نمىشناخت . پنج دقيقه طول نكشيد كه ميز ميوجات يغما و غارت شد . از بس كه كارد و چنگال و ظرف بستنى ، استكان ، قاشق سرقت كرده بودند ( در سنوات قبل ) امسال همه را جمع كردند ، بستنى ندادند . پيشخدمتها ميوهها را زير ميز و سيگارها را توى جيب مخفى مىكردند ، خانمها توى كيف و چنتهء خود . براى ندادن بستنى از رئيس مجلس پرسيده بودند جواب گفته بود براى آنكه سال قبل دويست و پنجاه ظرف بستنى را سرقت كردهاند . از بچهء شيرخوار تا زن و مرد پير آنجا بودند ، زنهاى عزادار با لباس سياه .
به من فقط يك فنجان چاى رسيد .
دربار عزادار است جشن برپا مىكنند . مثل همهء كارها شتر گاو پلنگ [ است ] . روز ختم بسيار شلوغ شده بود . مردم بهم ريختند . افسرها شاه را بغل كرده به اتو انداخته بودند .