1323 فروردين - اسفند
جنگ تمام نمىشود
« 1 » سهشنبه اول فروردين 1323 ، 25 ع 1 1363 ، 21 مارس 1944 - [ ساعت ] نه شب تحويل شد . در اطاق سفرهخانه هفتسين چيده بودند . همگى بوديم . راديو هم مشغوليات بود . للّه الحمد به خوشى و مباركى گذشت . عباسه هم بود . شش اردىبهشت سال گذشته دنيا آمد . امسال زمستان نشد برف نيامد . باران خيلى خيلى كم . خداوند به خير بگذراند . سال گذشته بد سالى بود . همهچيز گران [ بود ] . جنگ هم تمام نمىشود بلكه روزبهروز بر شدت آن افزوده مىشود .
شنبه 12 فروردين - براى آنكه دچار زحمت سوارى اتومبيل نشوم صبح امروز تجريش رفتم . ملكه دو سال است در باغ منزل دارد . زينب ، تاجلى ، عباسه ، عباس ، بهمن همراه بودند .
خشكسالى
يكشنبه 13 فروردين - مهمان زياد داشتيم . نواب عاليه و عزيز الملوك همشيره بودند .
جمعيت بقدرى بود كه ثلث آن شب ممكن نشد بروند . تا صبح اتومبيل كار كرد . نفرى پنج ريال شده ، سوارى سه تومان به شش هفت تومان رسيد . شب را ماندم . شكوفهها باز شده . امسال درست بيست و پنج روز از سال قبل بهار جلو افتاده . آب كم است . كوه مايه ندارد . امسال همدان هم كه سردسير است برف نيامد ، باران نيامد ، خشكسالى به تمام معنى .
زلزلهء گرگان
پنجشنبه 17 فروردين - ديشب ساعت نه در استراباد ( گرگان ) زلزلهء شديدى آمد . تمام شهر را كن فيكون كرد . بيست هزار سكنهء آنجا بىخانمان شد . توى صحرا ميان باران
هامش
( 1 ) - نقل از سالنامه بغلى آريان سال 1323 .