زبان مىداند . زياده از حد تفرعن داشت . به ديدن هيچكس نرفت « 1 » .
قتل رئيسجمهور لهستان
گويا موسسكى رئيسجمهور لهستان و سرهنگ بك وزير خارجه به رمانى رفتهاند .
حادثهء تازه هم در رمانى اتفاق افتاده . كالى نسكو رئيس الوزراى مقتدر آنجا را كشتهاند .
مىگويند توطئه از بازماندگان حزب گارد آهن مىباشد . بيست گلوله به او اصابت كرده بود . وصيت كرده بود جنازهء مرا در يك عرابه حمل كنيد كه ده دوازده گاو او را بكشد .
همه را گرفتند و همان روز تيرباران كردند . باز هم مشغول دستگيرى مابقى مىباشند .
در كتاب سفيد انگليس كه به اختصار در روزنامهء اطلاعات نوشته بود ذكر مىكند كه هيتلر هندرسن سفير كبير انگليس را خواست ، خيلى عصبانى نسبت به انگليس بود كه اگر لهستان را ضمانت نكرده بود با ما كنار مىآمدند . شب سى و يكم او بود و گفت نمايندگان لهستان وارد برلن نشدند . گفتم به اين سرعت ممكن نيست و فكر و تأمل لازم است . شما ديروز اين پيشنهاد را كرديد . گفت من امروز كه پنجاه سال دارم جنگ نكنم فردا كه پنجاه و پنج و شصت سالم شد جنگ كنم و همان صبح حمله آوردند .
آلمان و آنهمه ابتلا
خيلى محل حيرت است كه هيتلر با آن همه ابتلا كه در چكاسلاو و سودت و اطريش دارد براى يك شهر دانزيگ و چهارصد هزار آلمانى كه سالهاى دراز است آنجا ساكن هستند و بيست و پنج سال است هيچ اظهار شكايتى از آنها نشده مگر اين ايام شروع به يك همچو جنگ عالمسوزى كند كه كابينهء جنگى انگليس لااقل سه سال عمر آن را دانسته است .
لهستان
قسمت عمدهء لهستان ، شهر ورشو سالها جزو روسيه بود نه جزو آلمان . چرا اين غمخواريها آنوقت نمىشد . الان امروزى غير ديروزى است . وقتى كه از چند ماه قبل مكرر بر مكرر به او اعلام مىدادند ، مىگويند ، مىنويسند ، به شهادت تمام دنيا كه حملهء تو به لهستان باعث حملهء ما به شما مىشود باز بايد نشنيده انگاشت ، شوخى دانست . با
هامش
( 1 ) - مراد از زمان توقف آيرنسايد در قزوين مقارن وقوع كودتاى 1299 به وسيله ميرپنج رضا خان است . ( ا . ا . )