سفر خرمآباد
- چاپارى تا خرمآباد رفتم . شب مهمان عز الممالك . صبح حركت ، شب كوريجان . فقط معلوم شد آقاى رئيس چون سه نفر امريكائى را لرها لخت [ كرده ] و برده بعد فرار كرده بودند قوطى سيگار يكى از آنها كه محبوبه يا زنش يادگار داده بود جزو غارت رفته . اين آدم به واسطهء سابقه [ اى كه ] در ايام راهآهنكشى با لرها داشته داوطلبانه مىرود كه به دوستان خود سفارش كند قوطى را به وى به هر قيمت هست برسانند .
قيمت غله
4 شنبه 30 شهريور - صبح خرمنگاه . خبر نيست ، هر جوق اگر سى خروار بدهد .
پانزده تومان گندم دوازده جو . دو تومان كاه .
شنبه 2 مهر - آقاها بايد امروز با زينب شهر بروند . ديشب پارچهء بستن پاى خود را در چمدان ديدم . به زبانم آمد كه امسال پايم درد نگرفت . صبح كه برخاستم پاى راست روى پادرد گرفته بود . تنظور زدم عصر شدت كرد . باز زدم تا صبح چه شود .
شبكلاه
13 مهر - پادرد به خير گذشت . غله كم است . اگر اينجا دويست خروار بدهد از غالب جاها بهتر داده . يك روز آقاخانى با علىآبادى اينجا آمدند . علىآبادى از جانب بلديه بطور خفا آمده ده هزار خروار غله براى طهران بخرد . روز 12 ركن الدوله و مدعى العموم و شهاب السلطان صادقى معاون امنيه آمدند . چند كلاه سر خرمن پاره مصمم بودند اگر من با شبكلاه باشم براى من هم دوسيه ترتيب بدهند . تازى قشنگ مرا طاوس ، شهاب السلطان به اصرار گرفت . شانزدهم محاكمه رفعت السلطان در مورد كوريجان است . امروز بنا بود شهر بروم مهمانها مانع شدند . عصر سر چمن مورد اعتراض قاضى رفتيم . آقاى عماد السلطنه شهر آمده همان حال است .
13 - شهر خانهء سعيد الممالك . دادگو شوهر مليحه - ركن الدوله .
شب جمعه 15 - افخم الدوله از طهران آمد . دوسيهها خراب بود ترتيب داده بودم .
رفعت السلطان عمدا يا سهوا اسقاط حضور خود را در اعتراض آقكند فرستاده بود و حال آنكه محاكمهء كوريجان بود .
16 - افخم الدوله وكيل شفاهى نوشيروان ميرزا شده . غيابى محاكمه شد . دادگو و مدعى العموم سابقه داده بودند . پنج روز بعد حكم بر بىحقى ماهوش خانم صادر شد .