تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7312

مساهمون:

ص٧٣١٢
مغشوش شده است . امير فيصل لندن مىرود .

گفته‌هاى آقا محمد جواد گنجه‌اى

آقا محمد جواد كه خود را خايهء چپ يارو « 1 » مىداند حرفها مىزند . صلاح نديد من تعزيه بخوانم . صلاح نديد من همشيره‌زادهء خودم را به فلان صاحب‌منصب بدهم . روز عاشورا معمول داريم كه من مىروم و زيارت عاشورا را باهم مىخوانيم . نمىدانيد چقدر صاحب اعتقاد است . در حالىكه خود آقا محمد جواد اعتقاد به چيزى ندارد .

خزعل و قهوه

خزعل روز يازدهم آمد آنجا . حضرت اشرف قهوه خواست ، لرز به تنش افتاد . فرمود من قهوهء مسموم به كسى نمىدهم . تو نگاه به كار خودت كن . اگر گناهكارى توى همان خانه‌ات دارت مىزنم . نيستى آسوده باش . ما از چادر بيرون آمديم خزعل روى پاى او افتاد . باز همان حرف را تكرار كرد . انگليسها خزعل را هم به كشتن مىدهند . تا او بود ممكن نبود عربستان « 2 » را بلع كنند . از بين برود . خيلى سهل‌تر مىتوانند .

تمجيد از مرتضى خان يزدان‌پناه

سردار سپه در شهر همه صاحب‌منصبان را تا درجهء سرهنگى احضار [ كرد ] و با حضور آنها گفت عبد اللّه خان در قسمت قشونى شمال بسيار بد حركت كرد . بيشتر به امور كشورى پرداخته . من او را توبيخ مىكنم و مرتضى خان را تمجيد . كار تازهء امسال سينه‌زنهاى شهر ما اين بود كه دستهء چاله‌ميدان با آن ترتيب نفرت‌آور به سفارت تركيه ، مصر و افغانستان رفتند و آن حركات زشت را نمودند ، طاقهء شال گرفتند . تا امروز چنين كارى نشده بود . سال ديگر محققا براى آن طاقه شال شايد تمام دسته‌جات طهران بروند و كار به بستن درب سفارت‌خانه‌ها بكشد .

سجل احوال تكرارى - نام سالور

در اين مدت سيزده هزار سجل احوال در طهران گرفته شده ، يك مقدارى هم كه جزو اين نيست . نام پدر و جد و غيره را گذاشته‌اند . مقصود اين است از نام فاميل انتخابى
هامش
( 1 ) - منظور سردار سپه است . ( 2 ) - خوزستان درست است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7312 | قهرمان ميرزا عين السلطنه