مغشوش شده است . امير فيصل لندن مىرود .
گفتههاى آقا محمد جواد گنجهاى
آقا محمد جواد كه خود را خايهء چپ يارو « 1 » مىداند حرفها مىزند . صلاح نديد من تعزيه بخوانم . صلاح نديد من همشيرهزادهء خودم را به فلان صاحبمنصب بدهم . روز عاشورا معمول داريم كه من مىروم و زيارت عاشورا را باهم مىخوانيم . نمىدانيد چقدر صاحب اعتقاد است . در حالىكه خود آقا محمد جواد اعتقاد به چيزى ندارد .
خزعل و قهوه
خزعل روز يازدهم آمد آنجا . حضرت اشرف قهوه خواست ، لرز به تنش افتاد . فرمود من قهوهء مسموم به كسى نمىدهم . تو نگاه به كار خودت كن . اگر گناهكارى توى همان خانهات دارت مىزنم . نيستى آسوده باش . ما از چادر بيرون آمديم خزعل روى پاى او افتاد . باز همان حرف را تكرار كرد .
انگليسها خزعل را هم به كشتن مىدهند . تا او بود ممكن نبود عربستان « 2 » را بلع كنند . از بين برود . خيلى سهلتر مىتوانند .
تمجيد از مرتضى خان يزدانپناه
سردار سپه در شهر همه صاحبمنصبان را تا درجهء سرهنگى احضار [ كرد ] و با حضور آنها گفت عبد اللّه خان در قسمت قشونى شمال بسيار بد حركت كرد . بيشتر به امور كشورى پرداخته . من او را توبيخ مىكنم و مرتضى خان را تمجيد .
كار تازهء امسال سينهزنهاى شهر ما اين بود كه دستهء چالهميدان با آن ترتيب نفرتآور به سفارت تركيه ، مصر و افغانستان رفتند و آن حركات زشت را نمودند ، طاقهء شال گرفتند . تا امروز چنين كارى نشده بود . سال ديگر محققا براى آن طاقه شال شايد تمام دستهجات طهران بروند و كار به بستن درب سفارتخانهها بكشد .
سجل احوال تكرارى - نام سالور
در اين مدت سيزده هزار سجل احوال در طهران گرفته شده ، يك مقدارى هم كه جزو اين نيست . نام پدر و جد و غيره را گذاشتهاند . مقصود اين است از نام فاميل انتخابى
هامش
( 1 ) - منظور سردار سپه است .
( 2 ) - خوزستان درست است .