شايد خيلى كار داشته باشد ، آن هم كارهاى بزرگترى . بالاخره عمر ما كفايت نكند آيندگان ويرانى آن را هم خواهند ديد .
هركه آمد عمارتى نو ساخت * رفت منزل به ديگرى پرداخت
شهوت ايرانى
يك سرمايهء هنگفت ايرانيها كه ولخرج شده و از دست مىرود همين شهوت پارك و عمارتسازى است . كرورها خرج مىشود ، تا پاى آن آدم از بين رفت وراث از عهدهء نگاهدارى و تعمير آن برنمىآيند و به كلى ويران و خراب مىشود ، چنانچه من در همين عمر خودم به كرات ديدهام و اگر باعث اطناب نبود يكىيكى را اسم مىبردم . چنانچه سلاطين قديم و جديد ما هم همين مسلك را داشتند و اگر يك شهر را مقر سلطنت قرار مىدادند امروز مثل لندن و پاريس بود .
كاغذ زينب به خط عباس ميرزا رسيد . 24 ذيحجه وارد شده بودند . خيلى از صفا و طراوت و هواى خوش زوارك نوشته بودند . انشاء اللّه به آنها خوش بگذرد . براى ما نقلى نيست .
شبها صحبت ما با نهنه لله و شهربانو درست درنمىآمد . فرستادم سكينه هم آمد ، نه بهطور دائم بلكه دو سه شب يكبار . به اينجهت صحبتها جور شد .
دار زدن امير معزز
چهارشنبه هفتم محرم ، 10 تيرماه - سردار سپه عزم رفتن شهرستانك كرده بود . همه او را تا شهرستانك بردند ، به كلى دروغ بود . جان محمد خان با آيروپلن از مشهد آمد و مژده داد كه امير معزز و دو برادر و چهار پسر عمويش را دار زده شرفياب شدم .
رئيس الوزراء به او شمشير داد ، التفات كرد و مرخص نمود . در انقلاب تركمانها مظنون واقع شد . اول تمام دارائى او را گرفتند بعد دار زدند . انگليسها يكىيكى سرحدداران ما را نابود مىكنند تا چهوقت موقع برهم زدن اين پليس جنوب شود .
علم شاه - دربار مندرس - روضهخوانى
در باغ گلستان روضه مىخوانند . جلوى قصر ابيض امروز علم شاه را آوردند ، اما چطور با چهار قاپچى ، چماق نقره و چند فراش مفلوك ، آصف السلطنه و قاپچىباشى .
فقط يك دسته موزيك مايهء آبرومندى آن بود . به كلى عكس ايام ناصرى و مظفرى . دربار مندرس شده و بخت از او برگشته است . و الا حضرت همهروزه تشريف مىآورند و مثل