تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7209

مساهمون:

ص٧٢٠٩

ورود سرپرسى لورن

سرپرسى لورن سفير انگليس وارد شد . مردم دسته‌دسته به زيارتش مىروند . سردار سپه از محمره و ملاقات خزعل در ابلاغيهء خود ذكرى نكرد . معروف است با هاوارد و جنرال قونسل بوشهر به ملاقات شيخ رفته . سه شب فقط محمره مانده است . . . « 1 »

كتك خوردن شيروانى

مدير « ميهن » [ را ] كه وكيل مجلس هم هست در جلوى مجلس مردم كتك زدند . به عز الممالك و جمعى گفته بود كتك خوردن من سابقه دارد . دفعهء اول و دوم نيست .

طاق نصرت

تمام شهرها و طهران و بين راه مشغول بستن طاق نصرت هستند . در انبار « بوجار » ها را مشق مىدهند كه با طبق و غربال به حال مشق استقبال كنند . يك حكايتى است .

عيال ظفر السلطنه

عصر خانهء عميد الدوله رفتيم . ظفر السلطنه بود . مدتى است عيالش ناخوش است خاطر تعلق هم هست . روزى يك طبيب مىآورد . من گفتم آنقدر تجديد طبيب ضرورت ندارد . گفت خانهء من اعتقادى به صبر و جخد « 2 » دارد . مثلا دوا حاضر باشد توى ميدان توپخانه كسى عطسه كند دوا را نمىخورد . يك قرآنى هم دارد روى صفحهء آن بد و خوب نوشته . باز مىكند اگر بد آمد آن طبيب افلاطون هم باشد روز دوم جواب مىگويد يكى ديگر مىآورد .

جهانشاه خان افشار

آقاى عماد السلطنه ورداورد رفته بود . جهانشاه خان با همه پيرى يك ماه است با قوش ، توله ، تازى آنجا شكار رفته است .
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است . ( 2 ) - جخد - در تداول عامه عطسهء دوم كه بلافاصله پس از عطسهء اول كه صبر مىگويند بيايد . ( مسعود سالور )