طبيب خود را روانهء شمران مىكند . سالار السلطنه در اين موقع مىرسد و طبيبها مىرسند . فصد و زلو تجويز مىكنند . خون مىآيد و كمى اميدوار مىشوند كه باقى مىماند اما بطور فلج و استرخا .
والاحضرت كه نصفه درويش است دو مرتبه عيادت مىكند . مردم ديگر عيادت مىكنند . هيچ تكلم نمىكرده است . دو ساعت به ظهر روز شنبه مانده حملهء ديگرى عارض [ مىشود ] و دار فانى را وداع مىگويد ، رحمة اللّه عليه .
حصار فرج - سر قبر ظهير الدوله
نعش او را در زير اسطلخ قصر ملك زير درخت داقداقانى كه آنجاست و قبرستان كوچكى مال حصار فرج است دفن مىكنند در سر راه تجريش جعفرآباد امامزاده قاسم نزديك خانه و باغ سلطان على خان مرحوم و پل .
وصيت ظهير الدوله
شيخ محمد ملاى تجريشى كه براى نماز رفته بود مىگفت دراويش گيسوان را باز كرده دم گرفته هوهو مىكردند و تمام آب نجس غسل آقا را به سر و صورت خود ماليدند . از قرار گفتهء مولوى ، شش هفت روز قبل به مولوى مىگويد كه گمان مىكنم رفتن نزديك شده باشد . پسرهاى من نيستند ( يكى عراق ، ديگرى كرمان است ) به شما چهار وصيت دارم .
اول مرا در اقرب قبور مسلمين دفن كنيد .
دوم براى تشييع جنازهء من به مردم زحمت ندهيد .
سيم برد يمانى و پارچهء اعلاى كفن لازم ندارم ، پارچهء ارزان ايرانى ، براى موشها همان بس است .
چهارم خودت خودت بايد كمال مواظبت را بكنى كه پنبه به مقعد من نتپانند .
شايد اين مطلب را مرده از كرامت بدانند . اما خير بسى اوقات از اين حرفها آدم مىزند كه گاهى مطابق واقع مىشود . چادرى سر قبر آقا زدند فرشى و قارى گذاشتند تا بعد بقعهاى بنا شود .
صفات ظهير الدوله
ظهير الدوله على خان قاجار دولو پسر محمد ناصر خان ايشيك آقاسىباشى از رؤسا و محترمين قاجاريه ، لقب عرفانى او « صفا على شاه » بود . صفا تخلص مىكرد و صفا على