آتش زدن عكس سردار سپه
قمر الدوله و نزهت الملوك خانهء من بودند . قمر الدوله با خانم سالار [ اعتضاد ] چند روز قبل حجرهء كاشانى رفته عكس سردار سپه را خريده در حضور خودش و شاگردانش و چند نفر مشترى آتش زده ، بعد ميان خيابان انداخته بيرون آمدند . مردها گفتند ايناند شيرزنهاى شهر ما . معير الملك به خان « 1 » پسر نصير الدوله التجا برده . مرا از دست خانمها نجات ده . او انكار نموده كه چنين چيزى نيست . زنها ضديت غريبى دارند . خانم نصير الدوله مىگفت من يك زن نديدم كه مخالف نباشد و فحش ندهد .
حشمت الدوله ( حاكم ) و امير لشكر شرق
معتضد السلطنه مىگفت حسين آقاى امير لشكر شرق « 2 » به حشمت الدوله پيغام داده اگر راضى هستى كه ماهى ششصد تومان بگيرى صبح عبا كول كرده به آستانهء رضوى زيارت رفته به خانه مراجعت كنى خراسان بيا ، و الّا بخواهى به كارى دخالت كنى نيا . او هم استعفا داد .
مواجب حكام
مواجب حكام را خيلى خيلى كم كردهاند . فرمانفرما ششصد ، سايرين چهارصد و دويست كه خرج ناهار و شام آنها نمىشود . شهرت دارد لرستان برهم خورده نظاميان را كشتهاند ، خبر را پنهان مىكنند . مشهد بلوا شده . رئيس نظميه سالار نصرت « 3 » و جمعى از طرفين كشته شدهاند . [ وضع ] طهران هم خوب نيست . انگليسها آتش را روشن كردند .
امراى لشكر تشريف بردند . ديگر پاكتها مهر سانسور جمهورى ندارد ، و ليكن وزير جنگ و كاركنهاى عاقلش هنوز دست برنداشته [ اند ] چنانچه از جرايدشان پيداست .
پيغامآورى ظهير الاسلام
حكايت پيغام به والاحضرت را من از معتضد السلطنه كه از زبان شاهزاده يمين الدوله شنيده بود شرح مىدهم . يمين الدوله گفت روز چهارشنبه 20 حوت صبح ظهير الاسلام
هامش
( 1 ) - نام اين پسر نصير الدوله عبد الوهاب خان بوده است كه به احترام نام جدش او را خان خطاب مىكردند .
( م . سالور )
( 2 ) - سرلشكر حسين خزاعى . ( م . سالور )
( 3 ) - قتل رئيس نظميه دروغ بود . بلوا را پسر آقا شيخ محمد براى حبس و تبعيد پدرش برپا نموده است .
( يادداشت از نويسنده )