شب آخر رمضان است ، به حمد اللّه موفق به گرفتن روزه شدم . خداوند ما و همه رفتگان را بيامرزد به كرم و عزت خودش .
دوشنبه سلخ رمضان - مسجد سپهسالار وداع رفتم . ميرزا عبد اللّه روضه خواند ، قرآن سر گرفتند ، ختم گرفتند . جمعيت بىنهايت بود . مردهء زن ميرزا عبد اللّه گويا از مردها زيادتر باشد . از تمام نقاط شهر جمع مىشوند .
عكس تازهء مؤلف
عكاس مفلوك روسى عكس مرا بسيار خوب « آگرانديزمان » « 1 » كرد . دو تا داد به چهار تومان قيمت . چند قطعه هم كوچك گرفتم . يكى امريكا براى مهذب الدوله فرستادم ، باقى را دخترها بردند . يكى در اين كتاب گذاشته شد . يك دانه هم مال شيراز خودم را گذاشتم . اگر از عكسهاى اوايل سنم باقى باشد يكى هم از آن مىگذارم تا درست تغييراتى كه حاصل شده معلوم باشد .
باز تلگراف جمهورى
« ستارهء ايران » امروز باز ستون « ضجهء ملت از آل قاجار » را داشت . تلگراف تنكابون « 2 » بود با ملاير كه در تلگرافخانه متحصن هستيم ، چرا تكليف ما را معلوم نمىكنيد ، چه و چه ، از همان عبارات كپيه . در خاتمه نوشته بود مىگويند جمهورى را بايد مردم به ميل خود بخواهند ، اگر مال مرا نايب حسين كاشى ببرد بايد آنقدر صبر كنم تا خودش بياورد بدهد .
شعر ملك الشعرا
اشعارى شنيدهام ملك الشعرا گفته قريب سيصد شعر ، از به دو اين فضايح تا ختم آن .
نيز اشعارى براى صبا و خانمش بدر الملوك گفته . هيچيك را نديدهام .
مسئلهء اجتماع زنها در سنگلج به سكوت گذشت . هيچ طرف تعقيب نكردند .
محبوسين هم معلوم نشد حقيقت دارد يا ندارد . بهتر هم همين بود كه به سكوت بگذرد .
هامش
( 1 ) - ( - اگرانديسمان ) .
( 2 ) - تنكابون تلگرافخانه هم ندارد ( يادداشت بعدى از نويسنده ) .