حرف مدرس دربارهء تغيير رژيم
مدرس را خانهء خدايار خان برده بودند . او با زبان چرب و نرمى آغاز سخن نموده است . مدرس مىگويد اصل مطلب را بگو . من نمىتوانم راضى شوم امروز اين رئيس قوا با چهار نفر روزنامهنويس ساخت مملكت را تغيير رژيم بدهد ، فردا يك رئيس قواى ديگرى با هشت نفر روزنامهنويس مىسازد و شما را مىخواهد تغيير دهد . مملكت بازيچه نيست كه هر روز يك رئيس قوا رژيم مملكت را عوض كند .
سفير انگليس ( سرپرسى لرن ) با نايب اول خود فردا از راه روسيه به لندن مىرود و مىگويند مراجعت خواهد كرد ، چه حكايتى باشد معلوم نيست .
سفير افغانستان در جشن استقلال افغان در ضمن نطق خود گفته است بعد از ايران ما شروع به جمهورى مىكنيم .
فراكسيون متجددين و نقشهء تغيير سلطنت
در مجلس شوراى ملى فراكسيون متجددين تشكيل شده . تمام وكلاى مصنوعى سرنيزه در تحت رياست آقاى تدين جمعند . نقشه از اين قرار است : وهلهء اول در مورد قسم خوردن استنكاف كنند ( در حالىكه اغلب آنها دو مرتبه و سه مرتبه در مجلس به همين تاج و تخت قسم خوردهاند ) . البته مشاجره مىشود و قانون اساسى به ميان خواهد آمد و خواهند گفت چون وقت كم است به آراى عمومى پايتخت و ولايات رجوع شود .
اگر وكلاى مخالف كم و ضعيف بودند اين رأى داده مىشود و قبلا امراى لشكر و سران سپاه زمينهء تلگرافات را تهيه نمودهاند و مخابره مىشود . زمينهء رياست دائمى آقاى تدين هم ريخته شده است . اما سردار سپه به رياست جمهورى راضى نيست .
اصل مطلب هم اينجاست كه خود شاه علاقه به اين مملكت و پادشاهى ندارد .
بعضى از ارباب اطلاع مىگويند او عاقل و دانا بود پول جمع كرد و برداشت ، با عزت و احترام رفت به جائى كه زور احدى به وى نخواهد رسيد .
رباعيات امير رضوانى
براى رفع كسالت اين سه رباعى كه مدير گلشن امير رضوانى گفته درج افتاد .
گرديد نگون اساس دور قجرى * شد سلطنت قجر زمانش سپرى
اى مفتخوران تنبل بيكاره * ديگر نكند دوام اين مفتخورى
اى مفتخوران زمان مزدورى شد * از مسند جور موقع دورى شد