تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6988

مساهمون:

ص٦٩٨٨

زنها

كميسيونى در ضمن تشكيل شده بود كه عدهء مردم را معلوم كنند ، بالاخره به دوازده هزار نفر قرار گرفت . زنها را راه نداده بودند و آنها تمام خيابان و جلوى مجلس را به حيطهء تصرف خود آورده بودند . طورى كه پليس عاجز شده بود . من يك زنى ديدم كه فرياد مىكرد مگر زنها بميرند ، و الّا هرجا برويد زن است و خلاصى محال .

روزه و افطار

ديروقت بود آمدم منزل . بين راه اسمعيل با درشكه رسيد و سوار شدم . موقع افطار خانه و سر سفره رسيدم . هر غذائى سر افطار مزه و لذت مىدهد كه در ايام ديگر هزار مرتبه از آن ، آن كيف را ندارد . گرفتن روزه به خوردن افطار ارزش دارد .

احضار امراى لشكر

آقاى سردار سپه امراى لشكر را به طهران احضار فرموده‌اند و اين دو روزه همه آمده‌اند . دو حرف مىزنند : يكى آن‌كه على الظاهر مىخواهد بفهماند كه آنها را براى اسكات مردم خارج طهران خواسته كه دستور دادم هر قسم ممكن است اين حرف را كوتاه كنند . يكى آن‌كه مىگويند دستورالعملهاى ديگرى بدهد كه پس از ورود به محل مأموريت مشغول انجام و ترتيب آن باشند .

پيغام سردار سپه به مدرس و آشتيانى

شنيدم به مدرس و ميرزا هاشم پيغام داده با من همراهى كنيد اين پسره را از بين برداريم . آنها گفته‌اند ما نمىتوانيم اين پسره را از بين برداريم . وعده داده بوده است به فراكسيون آنها برود . نه آنها دعوت كردند نه خودش رفت . آنها گفته‌اند اين چند نفر وكيل و آن چند نفر غير وكيل كه دورت هستند بايد بروند تا مناسبات ما حسنه باشد . هنوز در طرد آنها اقدامى نكرده و شايد هم نكند .

قول خالصىزاده

خالصى بالاى منبر مىگفت يك روز چند ساعت با من صحبت كودتا را كرد . آخرش گفت من نمىدانستم نقشهء انگليس است ، حالا هم شايد مىگويد من نمىدانستم نقشهء اوست . به زبان بىزبانى مىخواست غفلت او را اثبات كند و اتفاقا يك سيد عمامه‌اى نزد