اگر لو فرض محاسنى هم داشته باشد تحت الشعاع واقع مىشود .
چند ساعت باران آمد و هنوز هوا سرد است . گمان مىكنم خيلى جاها محصول و سردرختى سوخته باشد خبرش بعدها خواهد رسيد . تا منزل نمنم باران را خورديم و گل لگد زديم .
كوهى كرمانى
كوهى باز اشعارى گفته و جريدهء فريده را منتشر نموده است . اما خودش از جلوى بهارستان قدم فراتر نمىگذارد . [ او را ] بگيرند تا مردم خبر شوند پدرش پيش چشمش آمده . گفتند آن صنعت « توشيح » كه منتشر نموده بود خيلى به آقا برخورده و حكم دستگيرى داده است . من كوهى را ديدم ، اسمى است با مسمى . زيرا يك جوان تنهگندهء لشى بود روى زمين پهنشده ، عباى چركى به دوش ، كلاه رنگرفتهاى به سر .
همانطورها كه مدير السلطنه حكايت كرد . عجالتا براى شبانى خوب بود كه اشعارى گفته به آهنگ نى در كوههاى البرز دنبال گوسفندچرانى خود باشد ، اما اگر بلائى برايش از ساحت مقدس نظميه نازل نشود و فقط جريدهاش يكى دو دفعه توقيف شود . پناه بر خدا ، حبس يا كتك كمى هم بخورد عيبى ندارد . پس فردا بيائى مىشود لنگهء عارف فيلسوف ، حكيم ، شاعر ملى ، موجد و صاحب امتياز جريدهء فريده نسيم صبا ادام اللّه اقباله العالى . نخبهء اشعارش درج مىشود .
خطبهء كوهى
اى عوام الناس من ديوانهام * گر شما شمعيد من پروانهام
شاعر آزاد كرمانى منم * جان كردى بهر ملت مىكنم
قصد من پيدا بود از نامهام * حرف حق ريزان بود از خامهام
نمرهء امروزهام مسطوره است * نمرهء آينده شمبلقوره « 1 » است
با سخنهاى ظريف و خوشمزه * كه بود شيرينتر از هر خربوزه
بر عوام الناس حرف حق زنم * تازيانه بر سر احمق زنم
روى ميزم كاغذ و دستم قلم * كوهيم من ، كوهيم من ، كوهيم
كوهيم برگ چغندر نيستم * بنده از عارف كه كمتر نيستم
از صبا هم نيستم من كمترك * من چغندر خوردم او خورده كتك
هامش
( 1 ) - شمبلغوره - تعبيرى تحقيرآميز است از فرزندان و بستگان و كسانى كه همراه او باشند .