سؤالات كنم . انشاء اللّه بعد .
امروز « قانون » و « ستارهء [ ايران ] » نسبت بههم حمله آورده بودند . ورقهء ضميمهء « ستارهء [ ايران ] » ملصق به كتاب شد ببينيد چه فضاحى كرده ، خوب طماع الشعرائى درست نموده ، اينها هستند كه مملكت را مىخواهند بهشت برين كنند ، اينهايند محور سياست و پلتيك ، اينهايند حاكم و مربى ما مردم فلكزده « 1 » .
روزنامهء قانون
اما « قانون » امروز شش صفحه بود و دو صفحهء آن پشت و رو سياه و راجع به آقاى صبا بود ، ليكن هيچ هتاكى و درشتگوئى ننموده ، به زبان ليّن ناسزا گفته است . مقالات مهم « قانون » به قلم ملك الشعراست . خود سيد مدير جوان است قوىبنيه . همهروزه هم در مسجد سپهسالار قدم مىزند و افاده مىكند .
اى زمين بر قامت رعنا نگر * زير پاى گيتى بالا نگر
نونوال « 2 » شده ، آدمى شده ، تهيهء وكالت مىبيند . امروز جريدهء او را خوب مىخرند و محل توجه است . فرداست كوهى هم نونوال شده ، حضرت كوهى و مدير جريدهء فريدهء ملى مىشود . جهنم يك وكالت هم مال او .
مقالهء قانون عليه ستارهء ايران
بالاى صفحه مىنويسد : متلون كيست . آقاى صبا ( مخلص آن را مىنويسم . خيلى رودهدرازى كرده است ) : چند روز بود روزنامهء شما را نمىخواندم . از فحشها و تهمتهاى نسبت به خودم هم محروم ماندم . بعد معلوم شد همان روزى كه علاقهء دولت وقت به آزادى فكر و قلم بود به محبس نظميه دعوتم كردند و شما موقع را مغتنم شمرده فحاشى و تهمتپرانى نموديد . صبا غير از رسا ( رسا نام فاميلى سيد مدير قانون است ) و « قانون » غير از « ستارهء ايران » است . . . « 3 » مگر من چه مىگويم . بلى آقا صبا همينطور است ، شما غير من و « قانون » هم غير « ستاره » است . شما با دورههاى نهسالهء « ستاره » ، من هم با دورههاى سه ساله در محكمهء افكار عمومى كه قبلا هم قضاوت نموده براى محاكمه حاضرم . تا معلوم شود « ستاره » به عدد ايام و ساعات به اختلاف مسلك و رويه در حالى كه اصلا هم نداشته در هر نمره كه منتشر مىشد با نمرهء قبل مخالف بود . براى نمونه دو
هامش
( 1 ) - عين ضميمهء روزنامهء ستارهء ايران كه ملصق به دفترست درين جا بطور عكسى چاپ مىشود .
( 2 ) - معمولا نونوار گفته شود ( ا . ا . )
( 3 ) - نقطهچين در اصل است .