سپهسالار توى سر خود مىزنند . بالاى آن نوشته وا محمدا ، وا شاها ، وا قتيلا ، وا حمارا ، وا الاغا .
( 3 ) مظفر الدين شاه با لباس سلطنت و يك جفت سبيل بسيار دراز كه روى لباس پارچه سفيد به جاى كفن ايستاده با دست خود اشاره مىكند . وسط الاغ است با گوشهاى دراز . دست خود جلو برده . صورت سيم مقابل الاغ كه دست به الاغ مىدهد صورت آغا محمد خان است با تاج و كفن كرده .
پشت سر او شبيه فتحعلى شاه است با تاج و ريش طولانى كه از گردن به پائين آن تشريح شده است .
1 - مظفر الدين شاه : خان عمو من شاهدم اين خر از تمام خرها خرتر [ ست ] و آخر در راه ما كشته شد .
2 - خر : من تمنا دارم اين مختصر قربانى را از من قبول فرمائيد .
3 - آغا محمد خان : از فداكارى شما امتنان حاصل است به بابا خان مىگويم ( بابا خان را غلط خان بابا نوشته ) نعل شما را طلا بگيرد .
4 - فتحعلى شاه : صاحبعزاى تو منم ( صورتها خيلى بد كشيده شده مثل همه نقاشيهاى ما ) .
اما مطالب آن ، شرحى در تحت عنوان « بر دل سياه شيطان لعنت » مهملات كه آخر مىرساند روسها پول دادند كه جمهورى نشود . بعد حكايت برزخ است .
حكايت برزخ ( نقل از ناهيد )
برزخ - مارشال چشه . ادارهء ناهيد . شعبهء تحريرات . دايرهء برزخ . مورخهء ماه اول 1303 - آقاى مدير با پست قبل شرحى بهطور اختصار خبر ورود مستر باتواش خر را به عرض رسانيدم . ولى چون پست عازم بود وعده دادم و اينك لزوما شرح وقايع را براى درج « ناهيد » مىنويسم . روز مزبور بزرگترين روزهاى تاريخى اين ديار است . متجاوز از پنجاه هزار عدهء مستقبلين تخمين مىشد . قرب پنج هزار خرهاى تاريخى و معروف كه منجمله الاغ دوستدار بود ( كريم شيرهاى هميشه يك الاغ داشت ) از صاحبانشان اجازه گرفته آزادانه و فارغ البال به استقبال آمده بودند و من هم در اين روز واويلا كه محشر حقيقى خر بود با پاى عليل ( كريم پادرد داشت ) بهاتفاق حاج شيخ شيپور به استقبال رفتيم .
پيشاپيش الاغها قريب پانصد رأس الاغهاى شاهى با دمهاى رنگ كرده ، با سرود مخصوص عرعر كه حاكى از مراتب شاهپرستى بود مىخواندند . بنده و حاج شيخ هم در