جرايد مملكت شش هزار ساله
اينهايند آئينهء افكار ملت . اينهايند زبان بريدهء ملت . ببينيد چطور دروغ جعل مىكنند .
تا نداشتن وضو را هم دانسته است . آفرين به اين هوش و كنجكاوى . ما شنيدهايم براى زنى كه مىخواهد بزايد اذان مىگويند اما نشنيده بوديم از صداى اذان كسى بچه سقط كند آن هم توى بازار . اگرچه من تصور نمىكنم هركس چهار پنج شماره از جرايد مملكت شش هزار سالهء ما بخواند دروغ و غرض و مرض آنها معلومش نشود ، اما باز حتى المقدور آرتيكلهاى آنها را درج مىكنيم مبادا يك وقتى به آنها وقعى بگذارند . جز آنكه به قلم اشخاص حقيقتگوست و يا مطالب عادى است .
نفرين لنين
شرحى از اقدامات روسها مىنويسد كه در آن دنيا به نيكلا اطلاع داده شده شادى و مسرت كردند . لنين را آورده تلگراف را خواند از خشم مشت را به زمين كوبيد و به اولادهاى خود نفرين كرد .
امشب هم مجلس علنى نشد و ناتمامى مذاكرات ديشب دوام دارد ، آنچه معروف است بىميل نمىباشند سردار سپه فقط وزارت جنگ را آنهم محدود قبول كند . ليكن خيلى به نظرها بعيد مىآيد كه قبول كند .
هرچه اين جرايد نسبت به علما و واعظها در لفافه و بىلفافه بدگوئى مىكنند ميرزا عبد اللّه هم بالاى منبر حملهء متقابله مىآورد . نفرينهاى جرايد را كسى آمين نمىگويد ، اما مال ميرزا عبد اللّه و ساير وعاظ را هزاران آدم آمين مىگويند ، تف و لعنت مىفرستند .
خطاب به سردار سپه
اينها بدبختى مملكت و مردم است . تا دو روز مىخواهد آرام شود يك آشوبى و نفاق كلى برخاسته مىشود . سردار سپه نانت نبود ، آبت نبود ، چه چيز كم داشتى ، چهچيز نداشتى ، تو كه سلطان معنوى و حقيقى اين مملكت بودى و هزار مرتبه مستقلتر ، بادوامتر ، محبوبتر از رياست جمهور يا هرچه دروغى خيال كردى ، يا وادارت كردند .
معتضد [ السلطنه ] مىخواند :
عقل كاكا اگر بود فيروز * بيست و نه روز منتهى سى روز
درست حكايت آقا شده است كه نتوانست از عهده برآيد . خود و همه را خراب كرد .
عجالتا كه اين است تا آينده چه تفسير كند .