تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6881

مساهمون:

ص٦٨٨١

اسب‌دوانى

شنبه به هيئت وزراء رفته حاج عز الممالك و سليمان ميرزا را هم خواسته بود . روشنك مىگفت هر قدر اصرار نموده بود روى صندلى وزارتى ننشسته بودند . مشورتى بود كه من نمىدانم . معلوم شد براى همين بيانيهء مرموز بود . ديروز هم اسب‌دوانى بود . خودش تك توى يك چادر نشسته بود . بعضى از محترمين را رقعهء دعوت فرستاده بودند . شارژه دفر جديد انگليس وارد شد .

جواب تشكر از بيانيه

سه‌شنبه 26 شعبان - ديشب بد خوابم برد . صبح خوابيدم بعد كسل شدم و بيرون نرفتم . مقارن ظهر افخم الدوله آمد . بازار بودم حاجى سيد ساعت‌ساز و حاجى محمد حسين بلورفروش با من صحبت كردند كه جمعى از اهل بازار مىگويند در جواب بيانيهء رئيس الوزراء ورقهء اظهار تشكرى چاپ و منتشر كنيم . من عقيده نداشتم و به آنها گفتم هيچ مناسب نيست . گفتند اگر اصرار و ابرام كنند ناچار شويم . گفتم پس من كار دارم عين السلطنه را مىفرستم كه مضمون آن را طورى بنويسد كه چندان متملقانه نباشد . حالا شما برويد .

مخالفت مؤلف با دادن بيانيهء تشكر

افخم الدوله كه رفت من فكر كردم ديدم هيچ صلاح نيست . فورى كاروانسراى حاجب الدوله حجره آقا رفتم . مشتريها را كه روانه كرد نشستيم و من گفتم به چه مناسبت شما اظهار تشكر مىكنيد . مگر از شما عذر خواسته ، از حركات آن روز پشيمان شده . چه واقع گرديده است كه به اين زودى هنوز جراحات كسان شما التيام نيافته تشكر بايد كرد . يك بيانيهء ملمع عمومى كرده ، چه ربط به مردمى دارد كه در خانهء خودشان آن قسم رفتار كردند و آنطور با آنها عمل شد . سيد همه را تصديق كرد . گفت ما هم عقيده نداشتيم و البته نمىگذاريم بنويسند . راست است نه از ما عذر خواسته نه از علماى ما . نه هنوز ما يقين داريم كه به كلى صرف‌نظر نموده باشد ، نه آن بابيها را از اطراف خود متفرق نموده .

عمليات سردار سپه يادآور محمد على شاه

آمدم منزل . درست تاريخ قضيهء اقدامات محمد على شاه و بساط ميدان توپخانه و باغ شاه را تجديد نموده است . آنها قاطرچيها را مىآوردند بگويند مشروطه نمىخواهيم
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6881 | قهرمان ميرزا عين السلطنه