ايران و عتبات - ديدار قمر الدوله
اما ايران - « اگر نگوئيد روس پرستى » مىتوانست صرفه به خوبى ببرد ، يعنى عراق عرب را مىتوانست حق السكوت بگيرد يا به قوهء مذهبى و به عنوان مراقد متبركه به تصرف در آورد . دول همجوار يحتمل همهچيز مىدادند . فقط از ايران حاضر كردن آدم بود . بارى روزى نيست كه سفراى دول محارب از رئيس الوزراى ما و وزير خارجهء ما ملاقات نكنند . شايد خيلى صحبتها هم شده باشد ، بعضى قرارها هم داده باشند كه بر ما پوشيده است .
قمر الدوله با شوهرش از طهران آمد رشت بروند . سه شب او را قزوين نگاه داشتم .
ما شاء اللّه « سراى ملك » دخترش خيلى خوب بود . صحبتهاى طهران و زيارت قمر الدوله خيلى لذت دارد . معلوم شد شوهرش سواى افراط مسكرات ترياك هم استعمال مىكند .
( حورى ) قمر الدوله به قدرى از اين بابت دلتنگ بود كه حساب نداشت . ناچار به توسط شيخ بعضى پيغامات دادم . حبهاى زيادى ضد ترياك نموده بود و قسم خورده بود ترك مىكنم ، اما مشكل است در همان حبها ترياك است .
وكلاى الموتى
چهارشنبه پنجم صفر ، اول درجهء جدى - هوا خوش است . بارندگى سابق بىنهايت خرابى وارد آورده ، در دهات كشت و زرع هم كم شده . در الموت و طالقان خرابى زيادتر كرده . وكلاى الموتى را ميرزا باقر مأمور حكومت فرستاد ديشب وارد شدند . سيد بزرگ آنها را پنجه على حجرهء خودش برد . يك وكالت نامچه از آنها به اسم ملا محمد مسئلهگو گرفت و صبح روز ديگر همه را روانهء الموت كرد . فقط سبز على گرمارودى ، عطاء اللّه اوانكى ، بخشعلى كلايهاى اطاعت نكرده نزد من آمدند . من به توسط تلفون به كارگذار گفتم به سالار حشمت نوشتم ، جواب گفته بودند به جهنم كه رفتند . سيد بزرگ مىداند آنها حاضر شوند جز شكايت از اينها و جلال گفتگوى ديگرى نخواهند كرد . از آن جهت همه را سرپيچانده فرستاد . سايرين مىگفتند به آنها گفت شما را گرفته حبس مىكنند چوب مىزنند .
روزنامهء ارشاد و عين السلطنه
عصر نزد حاكم رفتم . شكايت از وزارتخانه و روزنامه مىكرد . به من مىگفت مىبينيد روزنامه چه مىنويسد . « ارشاد » باز آرتيكل مفصلى نوشته بود . دست از يقهء من