عقل راست نمىآيد .
روزهخورى
روزهخور امسال نهايت ندارد . اولا تمام رژيمان ژاندارم كه علنى روزه مىخورند ، فكليها و مردمان لاقيد كه در اين باغستان همه مشغول روزه خوردن هستند . بابى هم قزوين زياد دارد ، آنها هم كه معلوم است . گويا در تمام اداره ماليه دو نفر روزه نباشد .
شنبه 23 رمضان ، 23 اسد - باز مقارن ظهر مكتوبى از قونسل رسيد كه شما هم مثل حضرت و الا حكم تبعه و پناهندگى داريد و از كارهاى شما هم كمك مىشود . من از اين كاغذها چيزى دستگيرم نشد .
وضع جنگ
جنگ در نهايت شدت در كار است . آلمانها خوب پيش مىروند . بانكها بسته است .
پول هم از من نگرفت براى لندن روانه كند . سر ادواردگرى نطق مفصلى در پارلمان كرده و انگليس فقط براى برهم خوردن بيطرفى بلژيك داخل جنگ شده ، آلمانها به خاك بلژيك وارد شدهاند . نطق « سر » مشار اليه را از روزنامه بريده جوف اين كتاب گذاشتم « 1 » وقت آمدن روزنامه است و من گمان مىكنم براى من نيايد . عالم برهم خورده . هنوز چيزى از جنگ نرفته تمام مال التجاره در ايران دارد گران مىشود . ضرر اقتصادى ايران خيلى زياد خواهد شد . با اين عالم بىپولى عمومى چه شود ؟
اجبار به رفتن الموت
دوشنبه 24 رمضان - مرا قونسل خواسته بود . دو ساعت از دسته رفته قونسلگرى رفتم . بعد از حال و احوالپرسى گفت شما بايد با يك عده قزاق روس به الموت برويد ، هرچه زودتر بهتر . گفتم رفتن من با قزاق براى چيست ؟ گفت اولا به شما بىاحترامى شده بىجهت شما را مجبور نمودهاند از خانهء خودتان ، ملك خودتان خارج شويد . شما را بايد محترما آنجا وارد كنند . ثانى اشرار را دستگير كنند . شكوه نظام را بگيرند . آنجا را امن نمايند . گفتم باقى مطالب چه مىشود . گفت در اينجا به توسط موثق ديوان انجام مىدهم . خود شما هم پس از انجام امورات و امنيت محل بيائيد شهر نواقص را به اتمام برسانيد . مخارج قزاق با خود ماست . فقط روزى سه تومان به يك مترجم شما بايد
هامش
( 1 ) موجود نيست .