روانه كن . دعاگوى شما هستم . كار ما خيلى شلوغ است مواجب به ما ندادند . از احوال بچهها بخواهيد الحمد للّه سلامت هستند . اسد اللّه ميرزا كار ندارد ، با زنش همانطور مرافعه دارد . خبير همايون تلگرافخانه است . علاء الدين ميرزا داخل رژيمان جديد . الان كه كاغذ مىنويسم ملكه خانم پهلويم نشسته با نزهت خانم دعوا كرده اوقاتش تلخ بود ، من آرامش كردم . روشنك خانم رفته پيش تايهاش نيست . اهل خانه شاهزاده همگى عرض سلام به شما مىرسانند . عزيز السلطنه خيلى عرض سلام مىرساند . ما آنقدر غصه خورديم براى بچهء او كه حساب نداشت . هيچكدام از قومخويشها براى افسر ملك مباركباد ندادند شما يك انگشتر كه وعده كرده بوديد بدهيد كه از شما خوشوقت بشود . الحمد للّه قومخويشها همه سلامت هستند . ميرزا اسمعيل خان مىرود مدرسهء قاجاريه . عباس ميرزا مىرود مدرسهء دار الفنون . البته شما يك صيغه بگيريد اما كوچك باشد . امان از دست زنهاى شما . الان صبح روز شنبه است در خانهء شما هستم ، پيش خانمها دارم چاى مىخورم كاغذ را تمام كردم . خوش به حال تقى خان كه شما را مىبيند .
قربان روى ماه شما . خدا همراه شما . نفيسه » .
بيسوادى زنها
زنهاى قديم كه خاطر من نيست ، ليكن از رقعهجات آنها كه ديدهام كمالات آنها از ما مردهاى اين عهد به مراتب بيشتر بود . اما آنچه خاطر دارم روزبهروز كمالات از زنها كمتر شده چنانچه عمههاى ما مثل عزيز الدوله ، مرحوم عفت الدوله ، مرحوم عزت الدوله ، مرحوم والدهء خودم و سايرين صاحب كمالات خط و ربط از اشعار و ادبيات حكايات تاريخ خوب مىدانستند . اولادهاى آنها عزيز الدولهء حاليه ، عفت الدولهء حاليه ، همشيرههاى خودم خيلى پستتر از آنها شدند . اولاد اينها كه الان همه بزرگ و در خانه شوهرند غالبا خط فارسى را نمىتوانند بنويسند و بخوانند ، چنانچه همين همدم السلطنه ، همين افسر ملك هيچ خط و سواد فارسى ندارند . حالا مگر از دولت سر اين مدارس نسائيه و اين تسهيل دروس مقدماتى كمكم بهتر شوند .
نامههاى عماد السلطنه
آقاى عماد السلطنه پنج شش مكتوب روانه فرموده بودند . من از هريك از آنها مختصرى مىنويسم مگر كاغذ چهارم را كه اخبارات دارد به تمامى .
فدايت شوم صبح جمعه 15 ذيقعده است . پاكت ذيقعده شب 13 رسيد .
من جهد مىكنم كه شما را به مطالب و روزگار حاليه مسبوق كنم كه اولا بفهميد احوالات