تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3578

مساهمون:

ص٣٥٧٨
كرد كه ديدن ننموده‌ام . من هم چون ديدن نكرد به ملاقاتش نرفته‌ام .

آصف الدوله

عدل الممالك مرا برد خانهء آصف الدوله . او هم با حاجى ميرزا ابو تراب مشغول بازى تخته بود و سرش را بلند نمىكرد . حاكم كرمانشاهان است مقيم قزوين . در حقيقت سالار الدوله نايب الايالهء اوست و از روزى هزار تومان دخل گمرك آنجا يك شاهى به آصف الدوله نمىدهد كه قاليچه مىفروشد و خرج مىكند . عجب نايب الايالهء بىانصافى است ، مثل نايب الايالگى الموت من است .

فشنگ ارزان

مكتوبات از طهران رسيد باوجود ارسال پول ، مهرماه خانم طفره از آمدن دارد . من نمىدانم چرا خودش ، مادرش آنقدر مىنويسند كه مىآيم وقتى كه احضار مىشود طفره است . قريب سيصد عدد فشنگ روسى خريدم اما خيلى ارزان صد دانه هشت تومان . تفنگ لوبل سه‌تير سه قبضه آوردند محرمانه ، اما گران مىگفت نخريدم . تمام پول ايران از دولتى و ملتى بهاى تفنگ و فشنگ و از خود كشتن رفت . پول داديم و از خود كشتيم .

قواى ايلات - لاف و گزاف سالار الدوله

امروز تمام قواى ما تحليل رفته نه قورخانه داريم ، نه نظام قديم ، نه رفرم جديد ، نه قوهء ايلاتى كه آنقدر مغرور آن بوديم . در حقيقت سالار الدوله مچ اهل ايران را باز كرد . آن همه لاف و گزاف كه از استعداد و رشادت ايلات خود زدند بيست و دو هزار نفرش به واسطهء دو توپ شنيدر فرار كرد و كشته شد تا كرمانشاه عنان نكشيد . شيراز اغتشاش كلى دارد تمام طريق را سوار هندى مستحفظى مىكند ، پست را آنها حركت مىدهند . چاى از قزوين به اصفهان حمل كردند انار ساوه را آورده از قزوين طهران بردند خدا بگيرد اين امنيت را .

عذرخواهى ايران

يكشنبه پنجم - من صبح خانهء عدل الممالك رفتم . معلوم شد وزير خارجه معذرت خواسته و اين چند روز براى اين‌كه نايب السلطنه درحال استعفا و وزرائى نبود تعويق افتاده . خانه‌ها و كاروانسراها كه اجاره نموده بودند امروز خبر كردند تا سه روز دست نگاه دارند .