باز در روزنامهها نوشته بودند پر هم بد نمىگويند ، خود من هم تصديق دارم .
محمد على ميرزا آن روزى كه در سر تختوتاج ايران بود بيست هزار قشون داشت ، ذخيره داشت ، توپ داشت ، خزانه داشت ، وزير داشت ، مالك رقاب بود ، با هزار نفر مقابلى نكرد . طهرانش را گرفتند ، خودش را فرار دادند . امروز كه همهچيز در دست ماست چه قسم مىتواند صاحب تاجوتخت شود .
آزادى مجد الدوله و . . .
از قرارى كه نزهت خانم نوشته بود كاشف السلطنه و مجد الدوله و ظهير الاسلام و امام جمعه ( امامزاده ) را مرخص كردند به شرط آنكه مجد الدوله ادعاى قتل چهار زن و دو مرد خدمهء خود را نكند اگر ادعا كند مجددا محبوس شود . اما عيال و اطفال و كلفتهاى او هنوز در سفارت روس هستند . در زرگنده و قلهك نوشته بود هراطاق كاهگلى دو ذرعى سه تومان كرايه دارد به قدرى در آنجا و جاهاى ديگر شميران جمعيت آمده كه حدوحصر ندارد تمام از هنگامه و آشوب شهر فرار كردهاند .
شنبه غره شهر صيام - سيم درجه سنبله - بلندى روزها نهايت ندارد . هرچه امروز كردم شب نشد . شبها نه ساعت و 19 دقيقه است . پانزده ساعت و نيم بايد روز بود .
محمد على حصبه گرفته ، حسنقلى نوبه مىكند . للّه الحمد من هنوز ناخوش نشدهام .
موثق ديوان
امروز بايد موثق ديوان شهر وارد شود . خيلى اين مدت كه اينجا بود به من خوش گذشت . بامزه و خوشصحبت بود ، به اندازهاى هم مستبد و ارتجاعطلب بود كه حساب نداشت . اسم شاه را كه مىآوردند بىاختيار خنده مىكرد و شاد مىشد . مىگفت اگر يكىيكى قونسل قبول پناهندگى و تبعيت مىكرد امروز همه قزوين تبعه و پناهندهء آنها بودند ، ليكن مىگفت يك مرتبه پانصد نفر بيايد تا قبول كنم . چند مرتبه شورا كردند باز نيامدند . دستورالعملى داشت و از آن در تمام اسامى دهات حضرت و الا را صورت گرفت ، خانوار و عده حشم ماليات نقد و جنس اجاره و حق مالكانه تمام را ثبت گرفته .
الموتيها از اين صورت خيلى متوحش بودند و يك اليچه « 1 » ابريشمى خوب هم داشتم به عوض شرابهاى كاخت براى قونسل روانه نمودم .
امير اسعد تمام آدمهايش متفرق شدند اندكى ماندهاند . از ميانرود به دو هزار رفت .
هامش
( 1 ) - اليجه - نوعى پارچه راهراه پشمى كه با دست بافته مىشود .