وكيل الرعاياى همدانى
اين وكيل الرعاياى همدانى كه در به دو مشروطهء ثانى چنان محل اطمينان و وثوق شده چنان ترقى كرد كه مايهء حيرت و حسرت همه شده بود « 1 » خودى داخل كميسيون اعانه كرد ، بعد هم مبلغى پول گرفت از اسفندآباد كردستان و همدان گندم براى خبازخانه حمل كند هفتاد هشتاد هزار تومان بل متجاوز از اعانهها و قيمت گندم بالا كشيد و تا امروز يك غاز نتوانستند از او بگيرند يا حسابش را برسند . فقط تنبيه و مجازاتى كه دادند از مجلس خارجش نمودند .
مخبر الملك و ضرابخانه
مخبر الملك برادر مرحوم صنيع الدوله در به دو مشروطهء ثانى ضرابخانه را برداشت ، حالا دست او باشد يا نباشد نمىدانم در روزنامه خواندم يك هيئتى كه يك نفر آن هم ارمنى است تفتيش بيست ماههء ضرابخانه را در پنجاه هزار تومان مقاطعه مىكند و يقين دارند همينقدرهم براى خودشان فايده حاصل مىشود .
تقلب از روى قانون
مختصر هركس مصدر خدمتى شد برد و خورد و حسابش با كرام الكاتبين شد . گمان كرديم همينقدر كه مملكت را مشروطه خوانديم و گفتند نبايد مال ملت را تلف كرد ما ايرانيها دست از تقلبات خود برداشتيم . چرا يك فرق با ايام گذشته فعلا دارد كه از روى قانون تقلب مىكنيم و اگر سابقا از اين منافع و تقلبها يك سهمى به دولت و حواشى او مىداديم آن را نمىدهيم ، سهل است يك مبلغى هم بهعنوان مواجب و مخارج از انقد وجوه اول هرماه كلاه ملت بيچاره را برمىداريم .
مداخل تحصيلدار الموت
ميرزا حسن خان تحصيلدار الموت مىگفت ميرزا موسى خان رئيس ماليهء قزوين بىكم و زياد تمام آن مداخل حكام سابق و پيشكار ماليهء قزوين را مىكند و به علاوه ماهى صد و پنجاه تومان خودش و مبلغها اجزاء و عملهجاتش مواجب دارند . مثلا پانصد تومان از مستأجر سياهدهن گرفت كه جنس آنجا را هشت تومان تسعير كند . بعد سيصد تومان
هامش
( 1 ) - وكيل الرعايا در 1350 ديوانه شد و در همدان زنجيرش كردهاند پسرش هم ديوانه ( حاشيهء مؤلف ، سالهاى بعد )