نشستن در مجلس
هنوز اطاق بزرگ عمارت كه دارند به سبك فرنگستان صندلى و ميز مىگذارند درست تمام نشده . نصف بيشتر اين اطاق وكلا نشسته ، اگر جا تنگ باشد مسجدى دوپشته و سهپشته [ مىنشينند . ] يك ثلث اطاق را هم براى نظار و تماشاچى معين كردهاند . در اوايل تماشاچى بسيار مىرفت ، زياد شلوغ كرده داخل صحبت شده ، احسنت مىگفتند ، فضولى مىكردند . مخصوصا بعضى از وكلا پول مىدادند كه جمعى آنجا رفته بعد از نطق آن وكيل دست زده احسنت بگويند .
نردهء چوبى - بليت
از عهدهء زبان كه برنيامدند نردهء چوبى كشيدند كه اقلا داخل وكلا نشوند . مثل حيوانات باغوحش تماشاچى پشت محجر چوبى بود . باز نشد . بىاندازه اغتشاش كردند .
ناچار « بليت » چاپ كرده نفرى يك دانه براى هر روز كه مجلس هست به وكلا مىدهند .
شرط است آنها هم به مردمان معقول باشرف بدهند . از اين جهت تماشاچى ديگر از آن اشخاص نيست كه باعث زحمت و صدمهء آنها بشود .
وكلاى عمامهاى
بيشتر وكلا عمامه دارند . چون در مرافعه رسم بود هميشه آخوند وكيل مىشد به همان جهت اغلب وكلا از آن طايفه برحسب رسم و عادت قديم برقرار شدند . بيشتر تجار هم عمامه دارند . پس كلائى ده دوازده نفر بيشتر نبود . من و شعاع الدين ميرزا هم كنارى نشسته اجلال الدوله و منصور الدوله بودند با جمعى ديگر . رئيس زنگ را زده شروع به قرائت قانون مطبوعات ، آنچه متعلق به روزنامهنگارى است شد . در سر هر ماده نزاع ، مرافعه صحبتهاى درهم مىشد كه گاهى زنگ رئيس چند دقيقه متصلا صدا مىكرد تا ساكت مىشدند . اسد الله ميرزا يكى دو ايراد صحيح كرد مقبول نشد . چند نفر از علما هم ايرادات شرعى نمودند كسى گوش نداد . در ظرف دو ساعت و نيم هشت ماده خوانده و تصحيح كردند . نيم ساعت از شب رفته رئيس برخاست مجلس ختم شد .
اطاقها به همان مبل و تزيين قديم خود [ بود ] و همه چراغ برق داشت . عملهجات زياد ، چاى و غليان فراوان . پرسيديم مخارج را كه مىدهد لسان گفت رئيس مىكند . پول دست خودشان است . البته برمىدارند . وكلا به اطاقهاى ديگر رفتند ما آمديم .