تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1035

مساهمون:

ص١٠٣٥
خانه‌نشين ، حالا هم اين‌طور شد . اخبارات طهران را كلية براى شاه محقق مىنوشت . شاه شهيد فهميده بىالتفاتى كرد و از خلوت خارج شد .

سردار افخم - فوج مخصوص

برويم سر سردار افخم بيچاره . از آنجا رانده و از اين‌جا مانده . از نايب السلطنه كناره كرد بلكه اينجا كارش درست شود اينجا هم نشد . تكه‌تكه‌اش كردند . الان به همان شكل اول است كه بود ، مثل اين است كه خوابى طولانى ديده باشد . فوج مخصوص را همان روزهاى اول مرخص خانه كردند . حالا مىگويند به نايب السلطنه مرحمت فرمودند كه همراه به كرمان ببرد . حيف بود ، خوب فوجى بود ، مشق كرده و كارآمد ، با صاحب منصبان تربيت شدهء به اعلم . حقيقت فوجى كه در ميدان مشق جلوه داشت و اسباب تماشا و سرمشق ساير افواج بود همين فوج بود . از هر جهت منظم و خوب بود . سالها نايب السلطنه و سردار افخم اقتدار خودشان را صرف تعليم و تربيت اين فوج كرده بودند . در قراولخانه‌هاى شهر در عوض فوج امير بهادر جنگ قراول است ، خيلى كثيف و بد . هيچ‌طرف نسبت با فوج مخصوص و نظم آنها نيست . به مردم هم صدمه خيلى مىزنند . وقتى كه فوج مخصوص قراول شهر بود قراولخانه‌ها مثل دستهء گل پاك و تميز [ بود ] . حالا آنقدر كثيف و بد است كه در وقت عبور انسان متأذى مىشود . سرباز و صاحب‌منصب داخل دادوبيداد مىكنند . يك سمت غذا طبخ مىكنند . يك سمت رختشوئى دارند . يك طرف الاغ و شتر بسته‌اند . يك‌جا بار هيزم و انگور مردم را غارت مىكنند . به كلى بر خلاف آن‌وقت است . آن سرباز و صاحب‌منصب تربيت داشت و هميشه منظم بود .

وكيل الدوله

لقب وكيل الدوله كه بعد از سردار افخم شدن خودش به پسرش التفات شده بود گرفته به ميرزا محمد خان ترك كه سالها پيشكار آذربايجان و جزو خدمتگزاران آستان بود مرحمت فرمودند .

تقسيم مناصب نظامى

قورخانه به صنيع الدوله پسر مخبر الدوله داماد شاه التفات شد . مخزن تداركات عسكريه را به حاجى نظم السلطنه . « 1 » فوج ملاير را به اعتضاد نظام بد گوشت گنه‌گنه ،
هامش
( 1 ) - حاجى ميرزا موسى خان مير پنج پسر محمود خان حكيم الملك و بعدها جزو مهاجمين به تهران ( ا . ا . )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1035 | قهرمان ميرزا عين السلطنه