داد رسيد و خنك بود . توت بسيارى آوردند . مسيو دمورگن « 1 » با شش نفر فرنگى ديگر و سه نفر زن اينجا چادر زدهاند . پسر ميرزا جعفر قلى الموتى همراه آنها بود . گفت به تنكابن و كلاردشت و مازندران مىروند . از طرف دولت فرانسه مأمورند . اين مسيو دمورگن مدتى است در شهر شوش قديم از طرف دولت فرانسه مأمور است . تابستان از هواى گرم آنجا فرار مىكنند . دولت فرانسه سالى مبلغها از اشياء عتيقهء آنجا فايده مىبرد و موزهء « لوور » را آنتيكهاى آنجا زيب و زينت مىدهد . قلعه و عمارت عالى هم در شوش ساختهاند كه مسكن اينها است .
هفتاد قاطر بنهء دمورگان
دوشنبه 25 - امروز به سلامتى بايد وارد قلعهء جديد البناى الموت بشويم . ديرتر از همهروزه سوار شديم . بواسطهء طغيان آب گاهى از بالا و گاهى كنار شاهرود مىگذشتيم .
راه را تعمير كرده هرجا لازم بود پل زده بودند . براى مسيو دمورگن اسباب تسهيل شده بود . هفتاد قاطر زير بنه دارد . از دهات كنار رودخانه مىگذشتيم همهجا شاليكارى دارند . اگر مه نبود امروز هم بسيار سخت مىگذشت . در قريهء شترخان علماى الموت ايستاده بودند .
ورود به الموت - زوارك
بارى سه ساعت و نيم از دسته گذشته وارد قريهء زوارك و قلعهء قشنگ الموت شديم .
نواب عاليه در قلعه بودند . پنج سال است در اينجا هستند و ملاقاتى نشده بود . حمد خداى را به سلامتى ديدار تازه شد . براى من در پائين منزل گرفته بودند . يك ساعت بعد بچهها رسيدند . امروز كوكب خانم زمين كوچك مختصرى خورده بود . ناهار بسيار خوبى درست كرده بودند . آنچه چند روزه امساك و قناعت شده بود امروز تلافى شد . ده زوارك بيست و پنج خانوار است در دو سمت رود مختصرى واقع شده سمت راست رودخانه را به كلى تخليه كرده براى من و خودشان منزل درست كردهاند .
« آپارتمان »
عجالة « آپارتمان » من مشتمل است از يك ايوان كه يك اطاق در عقب دارد كه به هيچ جا درى ندارد مگر دو پنجرهء مختصر كه فقط براى روشن بودن اطاق است . يك بالاخانه
هامش
( 1 ) -De Morgan .باستانشناس فرانسوى