يكصد و چهل - سيميران « 1 » سيصد - فريدن سيصد - چهارمحال پانصد - ينگآباد و ابرقو دويست .
اين مختصر را گفتم ميرزا محمود خان نوشت كه خواناتر باشد . « 2 »
ميدان نقشجهان
نيمساعت به غروب مانده كدخدا را برداشته با فتح الممالك ، سليمان ميرزا ، حاجى خان پياده به ميدان نقشجهان رفتيم . اين ميدان حقيقت اسباب زينت شهر شده .
طولش جنوب به شمال ، عرضش مشرق به مغرب هزار جريب زمين كه هر جريب هزار ذرع مضروب است محوطهء آن مىشود . دورتادور آن پائين و بالا اطاق براى سرباز و توپچى است كه در ايام استقلال ظل السلطان بيشتر قشونش در اينجا مسكن داشتند .
حالا اطاقها مخروبه شده ، چندى بگذرد به كلى خراب خواهد شد . جلوى اطاقها به عرض سه ذرع راهرو پياده است . از آن گذشته نهرى دارد كه دو ذرع عرض آن است و سنگهاى يك تخته [ كه ] اطراف جوى است تمام ريخته و جوى هيچ آب ندارد . از آن گذشته نهر جديدى است كه شاهزاده احداث كرده و درخت كاشتهاند . بر رونق ميدان اين درختها افزوده . رو به مشرق طول ميدان متعلق به عمارات حكومتى است . رو به مغرب پشت اطاقها بازار مسقف خوبى است كه از وسط ميدان جلوى مسجد شيخ لطف الله دو در بزرگ دارد كه وارد اين دو بازار مىشود . در ايام محاصره درهاى ميدان را اگر مسدود كنند تمام لوازم موجود [ مى ] باشد .
مسجد شيخ لطف الله
مسجد شيخ لطف الله صحن ندارد . دالانى دور گنبد هست از آن داخل گنبد مىشوند ، مدور و بسيار وسيع مثل كاسهء چينى است كه وارونه كرده باشند . زيرزمينى هم در زير آن هست . حقيقت آنقدر كاشى خوبى دارد و به شكل مقبولى اين مسجد را درست كردهاند كه تا انسان نبيند معلومش نمىشود . از نوشتن شكل آن عجز دارم .
مسجد شاه
مسجد شاه در نقطهء آخر ميدان رو به شمال واقع است . در معمارى اين مسجد هم استادى كردهاند كه از دور در مسجد با منارههاى آن ، با گنبد مسجد مستطيل مىنمايد .
هامش
( 1 ) - ظاهرا بهجاى سميرم .
( 2 ) - تا اينجا خط ميرزا محمود خان است .