آصف السلطان - مهرهاى بعدى
هفتاد نفر از توپچى قراگوزلو با غلامحسين خان سرهنگ به هزار مشقت مأمور لرستان شد . جيرهء آنها را به چه زحمت گرفته رفتند . خود غلامحسين خان براى گرفتن دستور العمل معطل است . اگر بنويسم از اين توپچى آنقدر كه ميرزا على محرّر آصف السلطان لشكرنويس توپخانه مداخل كرد من و غلامحسين خان در اين چند سال نكردهايم راست است . هر فوجى برسد تا وقتى كه برود آنچه آورده و تحصيل كرده در جيب و بغل آنها است و هيچ مسئووليت و مؤاخذه ندارد . هر فوجى برسد برهكشان آنها [ است ] .
هركدام مرخص شود خوشبختى آنها [ است ] . مأمور شود زهى سعادت و توفيق و اين سه شق دايم برقرار است و روزى نيست كه اتفاق نيفتد . كار دولت ما طورى است كه هر براتى اين ميرزا على بنويسد حكما آصف السلطان مهر مىكند . او كه مهر كند وزير لشكر بدون نگاه كردن مهر مىكند ، پس از مهر او وزير ماليه ناچار است مهر كند . به مهر او كه رسيد صدراعظم مهر مىكند و شاه صحه مىگذارد . عمل بهدست اين نويسندههاى جزو است و هرچه بنويسند تغييرناپذير است . حتمى الاجر است .
سى ميرزاى نكره
تمام عمل قشونى و ولايتى ايران بهدست سى نفر ميرزاى نكرهء بىاسمورسم است كه اسم خودشان را محرر و نويسندهء فلان مستوفى و لشكرنويس قلم دادهاند . اين ميرزا على در سال دو مقابل وزير لشكر مداخل مىكند و در اين شهر جز در توپخانه در هيچكجا مشهور و معروف نيست . شايد اغلب لشكرنويسها و مستوفيها او را نشناسند تا [ چه ] برسد به وزير لشكر و وزير ماليه . من يقين دارم اسم او را صدراعظم هيچ نداند و مخصوصا اينها خودشان را مجهول قلم مىدهند و مراوده با كسى نمىكنند . امتياز و مناصب دولتى را طالب نمىشوند كه دور از مؤاخذه و مسؤوليت باشند . يك قانون و پلتيكى عليحده دارند . اما تمام ثبت و ربط دولت و منافع آن در دست آنها است . در هر ادارهاى هم كه باشند احترام آنها از رئيس آن اداره بيشتر است .
احترام ميرزا على
اين ميرزا على وقتى كه داخل ميدان توپخانه ، با آن لبادهء رنگ و رورفته و كفش مندرس و كلاه كثيف مىشود از سركرده و تابين برخاسته هريك احترامى مىكنند كه و الله اگر وزير لشكر بگذرد ثلث و ربع آن از كسى صادر نمىشود . حالا در هر اداره و هر