تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1339

مساهمون:

ص١٣٣٩
نمود . حالا هر دانه‌اى از آن مرواريدها قيمتى اعلى پيدا كرده . روزبه‌روز در روزنامه مىنويسند كه فلان مرواريد چند فروخته شد و شاه غصه مىخورد . چهار من از مرواريدها را چه شاه بخشيد ، چه از ميان سرقت كردند به يك كار اين‌همه خسارت وارد آورد .

جواهر نادرى

كجا است نادر شاه افشار كه معلوم كند به چه زحمت و مرارت و قتل صد هزار نفر و خرابى چندين هزار شهر و قريه اين مرواريدها و ساير جواهرها را از هندوستان و داخلهء ايران جمع كرد . كجاست عليقلى خان ملقب به على شاه كه بيان كند به چه زحمت سر از اطاعت نادر كشيد و پس از قتل او به چه زحمات دفائن و ذخاير نادرى را از كلات نادرى حمل مشهد مقدس و طهران نمود . همين‌طور كريم خان و آقا محمد شاه شهيد كه به چه پايه زحمت و مرارت كشيدند تا اين مال و دولت و سلطنت را مالك شدند و به چه شكل و ناسزا تلف مىشود ؟ خوب است سر از گور بيرون آورده تماشا كنند كه چندى نخواهد گذشت اين مشت خاك هم از دست خواهد رفت . گفتند اغلب از صندليهاى طلا را به اسم مطلا از ميان بردند ، همين‌طور خيلى از اسبابهاى ديگر را و تمام آنها را حكيم الملك ، فرمانفرما ، نصر السلطنه شريك شده خريدند و الان در خانه‌هاى آنها عين آن موجود و حاضر است . طلاها رفت . مرواريدها به شرح آن . ملك و املاك و نفايس و جواهر و غيره كه حد و حصر ندارد .

درياى نور

فخر الملك مىگفت يك روز در سر حمام درياى نور از دست شاه شهيد به زمين افتاد ، اگرچه هيچ عيب نكرد . ليكن شاه تا سه روز از غصه ناخوش شد و مىفرمودند اگر اين عيبى كرده بود من چه مىكردم . جواب پادشاهان بعد و مضمونهاى دول خارجه را چطور مىدادم .

ناصر الدين شاه و ترقى ملّت

حقيقت ناصر الدين شاه در جمع‌آورى و نگاه‌دارى اين جواهرات ذره‌اى كوتاهى و غفلت نكرد و عجب ترتيب و نظمى داده بود . شاه شهيد بىعيب نبود . عيب كلى آن اين بود كه از شدت غرور و تكبر احدى را در علم و تتبع از خود بالاتر نمىدانست و تمام علم و هنر ، صنعت و حرفت را فقط لازمهء وجود خودش مىدانست . ميل نداشت احدى را در اين فنون از خود بالاتر بداند و كسى اظهار كند من در فلان علم پايه و مايهء كامل
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1339 | قهرمان ميرزا عين السلطنه