است . از يك شهر بوشهر كه آنقدر تفنگفروشى بيرون آيد ساير جاها حالتش آشكار است .
بختياريها و اسلحه - عقل سردار اسعد
بختياريهاى ما آنقدر اسلحه جمعآورى كردهاند كه نصف آن در ذخيرهء دولت نيست .
حالا مشغول قلعهسازى و ساير كارها هستند . فسادى كه خداى نكرده از آنها برخواهد خواست از هيچ نقطهء ايران برنمىخيزد . انگليسيها باطنا با آنها راهى دارند و دوستى مىكنند . وكيل آنها حاجى عليقلى خان در طهران از بيزمارك عاقلتر [ است ] و آنقدر با رجال و محترمين راه دارد و چيز مىدهد كه به تصور برنمىآيد .
گلادستون به جهنم رفت
بيزمارك هم يك ماه قبل فوت شد . مسيو گلادستون هم به جهنم رفت . اين هردو از اشخاص بزرگ روى زمين بودند . خصوصا بيزمارك كه اول مرد دنيا محسوب بود .
پاشيده شدن قشون
پنجشنبه ششم - دواى مختصرى خورده خانهء حضرت و الا رفتم . اردوى قزاق دعوت كرده بودند . از تمام نظام دولت عليه و از اين چهار پنج كرور تومانى كه در سال خرج قشون مىشود فقط اين يك دسته سوار باقى و به حالت نخستين است . از ساير قشون از پياده و سواره و توپخانه همان اسم باقى [ مانده ] . طورى از هم پاشيده شده كه به توصيف درنمىآيد . امروز اگر بخواهند دويست نفر سرباز با لباس و چادر و تفنگ و فشنگ براى ده فرسنگى حركت بدهند خدا مىداند مقدور نمىشود و امكان ندارد .
هنرهاى امير خان سردار
امير خان سردار طورى قشون را ضايع نكرده كه به عقل راست بيايد . وزير جنگى كه دو ماه دو ماه ميدان نرود و سركشى نكند بلكه بدتر تفتين كند و متصل هريك را به ديگرى بيندازد كار قشون از اين بهتر نمىشود . فقط از وزارت جنگ پيشكش گرفتن و به هر وسيله و توسل كه ممكن است از شاه پول گرفتن و به كسى ندادن را خوب بلد است .
شاه هم ابدا جويا نمىشوند و كسى را ندارند يا نمىخواهند اطلاع بدهد يا خبر شوند .