تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1279

مساهمون:

ص١٢٧٩
اين صاحب‌منصبان مقيمين طهران كه معلم و خارج مىباشند ندارد . بارى دو سه ساعت طول كشيد . نمىدانم كى را گول مىزنند . يعنى شاه نمىفهمد يا عرض نمىكنند . مگر خودش ميل نداشته باشد و الا چه قسم مىشود اين تصور را كرد . آمدند سر توپچى قراگوزلو كه سه روز قبل از محرم آمده و تا حال سان ديده نشده . دماغ نكردند . گفتند همان ميرزا على محرر آصف السلطان سانى ببينيد . او هم سان مختصرى ديد منزل آمدم . سرم بشدت درد گرفته بود .

قصد كشتن شاه

امروز مذكور شد شخصى قصد كشتن شاه را كرده و گرفتار شده . مىگويند شب در عمارت صاحبقرانيه رفته و دستگير شده ، مطلب را صحيحا نمىدانم . حضرت و الا شمران است . البته در درب خانه مستحضر مىشوند . مسئله تازه‌اى است .

زنها امين السلطان را مىخواهند

صدراعظم را گمان كلى است كه بياورند . نفوس هم خيلى متوجه است . زنهاى شهر ما از همه بيشتر دوست دارند و دعا مىكنند بيايد . عوام حقيقة ميل غريبى به او دارند . روىهم‌رفته مرد زرنگ هوشيارى بود . كاركن خوبى بود . اين اواخر عيش زياد او را خراب كرده بود . اگر عيش و محبت مفرط به اقوام خود را كنار بگذارد خوب است . پنجشنبه 17 صفر المظفر - صبح ميدان رفتم اخبار تازه نبود . منزل آمدم عصر را خيال دارم تجريش بروم . افخم الدوله امروز صبح رفت . محمد حسن ميرزا را همراه خود برد . حضرت و الا شهر تشريف آورده‌اند . خود اعليحضرت براى شاهزاده جانم « 1 » واقعهء شب چهاردهم ماه را تعريف فرموده بودند .

تفصيل مربوط به قصد كشتن شاه

در ساعت هفت و نيم از شب دوشنبهء 14 گذشته اين شخص كه اصلا كرمانشاهانى يا كرمانى است در حوضخانهء قصر صاحبقرانيه گرفتار شده . از پائين باغ از ديوار بالا آمده و داخل عمارت شده از حوضخانه گذشته راه‌پله را گرفته بالا رفته است . در انتهاى راه‌پله دو نفر خواجه خوابيده بودند . به خواست خداوندى يك نفر آنها بيدار شده و غلتى در رخت‌خواب خورده اسباب وحشت آن شخص شده كه مبادا رفتن او اسباب اين شود كه
هامش
( 1 ) - شاهزاده جانم - مقصود شاهزاده عز الدوله است ( مسعود سالور )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1279 | قهرمان ميرزا عين السلطنه