شده . يك روز اگر نمىديدم ديوانه بودم . حالت حاليهء من معلوم است . خداوند طول عمرى به حضرت و الا و نواب عليه بدهد . الحمد لله در زير سايهء آنها راحت و آسوده مىباشند . از آن جهت خاطرم جمع است . سليمان ميرزا احوال ندارد . بچه نيست اما از بچهها بچهتر است . از دست اداهاى خنك او خسته شدم . پرستار صحيح هم ندارد .
حسين هم كه از او بدتر است . خانهء همشيره نواب عاليه هم آنقدر دور است كه چهار پنج روز يك مرتبه هم نمىشود رفت . ازبس در رفتن و آمدن مردم ملتفت [ اند ] و نگاه مىكنند خجالت مىكشم زود زود بروم .
حركت عز الدوله به طهران
شنبه 25 جمادى الاول - دو ساعت به طلوع آفتاب مانده بيدار شده فرستاديم از مهمانخانه كالسكه را آوردند . اسبها را حاضر كردند به سلامتى قبل از طلوع آفتاب در ركاب حضرت و الا سوار شده از دروازهء پنبهريسه بيرون رفته بيرون باغستان كالسكهها را حاضر نموده بودند . حضرت و الا با عليمردان خان در يك كالسكه ، ميرزا نصر الله ، ميرزا حسين خان ، حسن خان فراش خلوت در ديگرى به سمت طهران تشريففرما شدند .
دو بچه پلنگ
چيز خوبى كه دو روز قبل پيدا شد همراه بردند دو عدد بچه پلنگ است كه شخص ارمنى چند ماه است گرفته و نگاهدارى كرده خيلى مأنوس و رام [ بودند ] . ابدا سبعيت نداشتند . در دو صندوق مشبك گذاشته جلوى كالسكه بسته براى تقديم حضور مبارك همراه بردند . حقيقت خيلى قشنگ و تماشائى بود .
سعد السلطنه و قزوين
با جمشيد بيك و ساير همراهان به شهر آمديم . در حياط ميدان ، اطاقى كه فرج الله خان مىنشست نشستيم . خود فرج الله خان ناخوش است . « عرض داد » مختصرى بود .
انشاء الله كارهاى حضرت و الا به زودى صورت گرفته تشريف بياورند . دسته به دسته ديدن مىآيند . اما يك كلهقند كسى نفرستاد . خيلى قزوينيها بىخير شدهاند . اين چند سال سعد السلطنه آنها را تمام كرده ، به هر شكلى بوده برده است .