تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1167

مساهمون:

ص١١٦٧

[ دنباله سال 1315 ]

بسم الله الرحمن الرحيم روز سه‌شنبه 23 شهر ربيع الثانى 1315 هجرى - ششم شهريورماه سنهء 819 جلالى 21 سپتامبر 1897 ميلادى ، 29 درجهء سنبله است . در طهران مىباشم . قريب سه ماه و سه روز مىشود كه روزنامه ننوشته‌ام . اول شرح واقعيات اين مدت را بدهم تا روزنامهء گذشته را تتمه [ اى ] باشد .

احترام عز الدوله

رفتن تبريز به واسطهء فرمايش امين الدوله معوق ماند . قزوين حضور مبارك حضرت و الا معروض داشتم عريضه به خاكپاى مبارك كردند . نواب و الا افخم الدوله به حضور ساطع النور برده جواب مرحمت‌آميزى به افتخار حضرت وليعهد روحى فداه مرقوم شده بود كه نگاه‌دارى عز الدوله و اولاد او بر من و شما فرض است . عين السلطنه پسر ايشان را به شما سپردم . طورى از او نگاه‌دارى كنيد كه عز الدوله آسوده باشد . هوا به‌شدت گرم بود ، تهيهء رفتن هم لازم . صفا و مجلسهاى شمران هم ممد آنها شده . امروز و فردا در كار افتاد تا الان . مخصوصا گرفتارى فوق العاده كه از غرايب بود . هفته‌اى دو سه شب شمران مىرفتم ، رفتن و مراجعت در خانه مرافعه داشتم . وجه مصالحه بر آن قرار گرفت كه چند شبى هم گلين خانم را شمران ببرم .

ناظر ملعون معير الممالك

ناظر ملعون معير الممالك در تجريش سمت محموديه و اوين آخر باغات تجريش چند باغ و دو دستگاه عمارت دارد . عمارت كوچك آن‌كه دو سه اطاق است خرابى به
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1167 | قهرمان ميرزا عين السلطنه