1313
دوشنبه غرهء شهر محرم الحرام سنهء 1313 هجرى - صبح باد مىآمد و به شدت سرد بود . لباس تابستانى برم است . ديشب هم فرصت بيرون آوردن لباس نشد . خيلى تلخ گذشت . شش ساعت و بيست دقيقه كم به ظهر مانده سوار شده سربالا شديم . باد صفاى دماوند را برد و چيزى نفهميديم . سر چشمه علا كه اين آبها از آنجا مىآيد رفتيم . جاى خوبى و چشمهء قشنگ بزرگى بود . از ده « دشتك » و « مشا » كه پسرهاى احمد خان نوائى مالك هستند گذشته اول گردنه و سربالا بود . يك ساعت و ربع سربالا رفته . الاغ از اول وامانده و سوار اسب شدند . باد حالت تماشا و صحبت باقى نگذاشت .
به مرارت و زحمت مىرفتيم . در امامزاده هاشم پياده شده حالى براى زنها باقى نمانده بود . دو سه فنجان چاى خورديم ، زيارت كرده مدتى معطل شديم . اين باد مه است و تا مه نرود ساكت نخواهد شد . از آنجا جلو افتاده راه سرازير بود رو به شمال و گاهى شمال غربى مىرفتيم . آبشارهاى بسيار قشنگ اطراف جاده ديده شد .
قلهء دماوند
نزديك پلور كوه دماوند نمايان شد . خيلى قشنگ و باشكوه . ارتفاع اين كوه از سطح دريا . . . « * » بلندترين كوههاى ايران است . مخروطى شكل و به اين واسطه قلهء آن معين [ است ] و از ساير قلل البرز امتياز دارد . از ايرانيها كسى بالاى قلهء آن نرفته .
مجد الدوله فقط اين ادعا را مىكند كه تا قلهء آن رفته . خود آقاى عماد السلطنه هم سفرى كه ما همدان بوديم در 1309 آبگرم آمدند و مىفرمودند قلهء دماوند رفتم .
فرنگيها اغلب به قلهء آن رفتهاند . حتى بعضى از خانمهاى آنها هم همراهى كرده بالا رفتهاند . بواسطهء برودت هوا و سختى راه و برف بالا رفتن آن خيلى اشكال دارد .
يك روزه از اسك نمىشود رفت . شب را بايد در كوه ماند و روز ديگر به قله رفت .
فرنگيها كه رفته بودند خيلى تعريف مىكردند . همت و سختجانى آنها بيشتر از ايرانيها است .
هامش
( * ) در اصل سفيد مانده است .