تهنيتى با مادهء تاريخ در اعطاى اين پردهء تمثال مبارك به صدارت عظمى انشاء و انشاد كرده محض تتميم و تكميل اين « آرتيكل » نگارش مىشود .
پردهء تصوير بىنظير شهنشاه * باد به صدر و دود فرخ و مسعود
گفت به تاريخ او چه نيكو « شوكت » * صورت اعلى به صدر عالى محمود
1312 »
براى اين قطعهء خنك كثيف آنقدر تمجيد و تملق از ميرزا حسن خان شوكت چه معنى دارد . آن هم در روزنامهء دولتى . منشى سفارت عثمانى قابل اين نيست كه روزنامهء دولت آنقدر تعريف و تملق كند . مثل اين است كه دوبيتى از رودكى و عنصرى و غيره نوشته باشد .
نرخ منات و نرخ پول زرد
فرنگى همسايه آمد . چند عدد لامپا و شمعدان و غيره سفارش دادم بياورد .
خوشصحبت و خندهدار است . منات را شش هزار حساب كرد . ده روز پيش پنج هزار مىگفت . روزبهروز پول ما را كسر مىكنند . نرخ طهران خيلى شلوغ است . هركه هرچه گفت درست مىشود . من از شلوغى و بىنظمى نرخ ايران يك مثل بزنم كافى است .
روزى كه شاه خانهء صدراعظم رفت چون معمول است و صرافها مىدانند مردم پول زرد لازم دارند و تقديم بايد بكنند و حال آنكه آن اشخاص كه پول زرد تقديم مىكنند تمام ذخيره دارند و هيچ وقت محتاج خريدن نمىشوند صبح آن روز پنج هزارى نه هزار و پنجشاهى كم بود ظهر و قبل از ناهار يك تومان و پنجشاهى بالا قيمت پيدا كرد . در چهار ساعت يا پنج ساعت سىشاهى تفاوت نرخ شد . تمام اجناس طهران از پنير و سبزى تا چيزهاى ديگر همينطور ، قيمت آنها بسته به دست فروشنده است . در دو ساعت مىتواند قيمت علاوه كند و كم كند . ليرهء انگليسى پنج تومان و هشت هزار شده . امپريال روس چهار تومان و هشت هزار قيمت پيدا كرده .
شش هزار تفاوت
وقتى كه نواب عليه مىرفت امپريال را دانهاى چهار تومان و دو هزار خريدند . بيست روز نيست شش هزار تفاوت كرده . اشرفى شاه مرحوم را دانهاى سه تومان الان مىخرند . در صورتى كه در عهد خود آن شاه مبرور ، هشت هزار خريد و فروش مىشد .
خيليها ياد دارند و من از آنها به گوش خود شنيدم . همين اشرفيهاى اين شاه را هم در اوايل كه ضرب زدند يك تومان كمتر مىخريدند .
ضرابخانهء ايران ، پول سياه ، اسكناس بيمعنى
ضرابخانهء ايران مثل كارخانهء نجارى يا فشنگسازى است . هركس نقره يا طلا بدهد اجرت گرفته ضرب مىزنند . حالا كه طلا هيچ ضرب زده نمىشود ، فقط پول