قديمى شده . در اين دوره وجود ندارد . تمام ولايات از هم ياد گرفته و حاكم هركجا قدرى بر خلاف ميل اهالى خصوصا علما راه برود فورا اجماعى كرده دستدرازى مىكنند .
پيشبينى عليه سلطنت
اگر از شكايت و تلگراف به طهران معزول شد فبها و الا نزاع مىكنند . مال و اموال بيچاره را هم تاراج كرده آن وقت حكما معزول خواهد شد بدون شك . چنانچه ده جا همينطور اتفاق افتاد و گمان است كه منبعد حاكم دو ماه و چهل روز دوام نياورد .
با اين پيشكشهاى گزاف هرقسم بخواهد رفتار كند بر خلاف اهالى آنجاست . چندى بگذرد كه اين آشوبها و بلواها كلى شده يك مرتبه سلطنت را نخواهند .
ديدى كه چه گفت زال با رستم گرد * دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد
ديديم بسى آب ز سرچشمه به خرد * چون پيشتر آمد شتر و بار ببرد
درختى كه اكنون گرفته است پاى * به نيروى شخصى درآيد ز جاى
ورش همچنان روزگارى هلى * بگردونش از بيخ برنگسلى
سرچشمه شايد گرفتن به بيل * چو پر شد نشايد گرفتن به پيل
حكما در اين مقوله بسيار نظم و نثر گفتهاند . خداوند گوش شنوا بدهد . ديگرى نيكو گفته :
رشته تا يكتا است او را پيرزالى بگسلد * چون دوتا شد عاجز آيد از گسستن زال زر
بارى اگر يك ولايت را منظم كرده بودند و تنبيه شده بودند ديگران جرى نمىشدند و كار به اينجا نمىرسيد . خداوند عاقبتش را به خير بگذراند . روزبهروز بدتر است .
بسا طبيب كه مايه نداشت درد فزود * وزير بايد ملك هزار ساله چو سود
تمام كارها به عيش مىگذرد . سلطان مسعود و شاه سلطان حسين هم به همين كارها مشغول شدند .
عبد الحسين خان كفرى
پنجشنبه 10 رجب - صبح منزل حضرت و الا رفتم . ظهير الدوله كه فرارا مىخواست فرنگ برود در گيلان دستگير شده امروز يا فردا وارد تهران خواهد شد .
در عوض سياست خلعت و انعام خواهد گرفت . چنانچه معير الممالك و عبد الحسين خان كفرى و معاون الدوله ترقى كرده صاحب منصب و لقب شدند . عبد الحسين خان در پاريس در تكذيب دولت آنقدر اعلانات كرد كه حساب نداشت . هرچه توانست بدگوئى و تقبيح كرد . تمام را در روزنامهها مىنوشتند . پس از آمدن [ چون ] لقب فخر الملكى را به ابو الحسن خان داده بودند لقب ناصر السلطنهگى گرفت ، بهتر و خوبتر . دو زن فرانسهاى آورده و الان نزدش مىباشند . بىمذهب غريبى است . علما وقتى تكفيرش نمودند .