امير تومانى فخر الملك
شنبه 28 ربيع الثانى - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . محمد حسن ميرزا آنجا بود .
رفتيم درب خانه مدتى معطل شديم . حضور مبارك مشرف شديم . فخر الملك امير تومان شد . دويست تومان هم به محمد حسن ميرزا اضافه مواجب التفات شد . از آنجا خدمت آقاى نايب السلطنه رفتيم . بيست هزار تومان از مواجب قزاق كسر گذاشتهاند . سرهنگ روس معلم قزاقها قبول نمىكند . مدتى است اين مسئله در ميان است . امروز اعلان كرده بود كه سوارهء قزاق معزول است . گفتگوى آن بود . با سفارت گفتگو دارند . چه وضعى است . نوكر ديوان دخلى به دولت روس و مذاكره با سفارت ندارد . طورى عنان اختيار اين سوار را به كف كفايت « پلكنيك » گذاشتهاند كه حالا اينطور مىكند .
به هيچ چيز آن رسيدگى نمىكند . فقط مواجبى مىدادند حالا كه بناى كسر است اطاعت نمىكند .
قشون ايران
ما قشون منظم لازم نداريم . ايرانى بايد سركرده [ داشته ] باشد كه هرچه بگوينه اطاعت كند و بلهبله قربان بگويد . در تمام قشون ايران اين يك دسته سوار منظم بود آن هم دلايل داشت . هرچه مىگويند قبول آن مسئله را ندارد .
ناهار حضور مبارك صرف شد . بعد منزل آمده راحت كرديم . دو روز است الحمد لله باران نمىآيد .
روضة الصفا
يكشنبه 29 ربيع الثانى - منزل بودم كتاب روضة الصفا را از اول تولد با سعادت حضرت پيغمبر آخر الزمان گرفته بودم حالا به خلافت مروان حكم رسيدهام . خوب تاريخى است اما فقط كليات را نوشته جزئيات را هيچ متعرض نشده است .
عصر آقا عصى پسر آقاى عماد السلطنه آمد . خيلى بامزه شده است . ميرزا محمد حسين حكيم آمد . كاهگل خانهء بزرگ تمام شد . چاهى در ميان حياط باز شده بود امروز درست شد . انبار كاه خراب شده بود مبلغى كاه را ضايع كرد . هيچ صرفه از خريد اين كاه نكردم .
چهارشنبه دوم جمادى الاولى - صبح منزل حضرت و الا رفتم . عصر از آنجا منزل وزير دفتر حاليه و از آنجا خانهء حسرت ملكآرا رفتم . صحبت زياد شد . . . « 1 » خداوند رحم كند . . . « 1 » چه كنيم .
ديروز شاه قورخانه تشريف بردند . حضرت و الا و ملكآرا هم بودند . اغلب مردم را وكيل الدوله دعوت كرده بود . نيم ساعت به غروب مانده از آنجا سوار شديم ، حضرت و الا به خانهء خودشان تشريف بردند ، من منزل آمدم . كاهگل و تعمير خانه تمام شد .
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .