غريب در اين روزنامه ذكر شده است . خواننده را باعث تعجب خواهد بود . زياده چه نويسم .
ملاير
دوشنبه دوم شهر رجب 1309 - صبح بسيار زود با قنبر على خان و دو سه نفر نوكر ديگر « سيزخانه » و مفرش راه افتاديم . ميرزا على خان ، مشهدى حسين و سايرين از راه ننج به نهاوند خواهند رفت . باد مىآمد و به شدت سرد بود . خيلى تند آمديم .
راه تپهماهور بود . بعضى جاها برف زياد بود . آبدارى عقب ماند . هوا سرد كرد .
خيلى به سرعت آمديم . آقاى عماد السلطنه يك نفر غلام با دستخطى روانه فرموده بودند كه در قريهء . . . « * » مشغول شكار خواهم بود زودتر بيائيد منتظرم . بارى ظهر رسيدم شهر جهت عمل محمد تقى خان حاكم سابق تشريف برده بودند . ابو القاسم بيك يوزباشى با عبد الله خان سرتيپ پسر مرحوم حاجى اسد خان با چهل پنجاه نفر سوار جلو آمده بودند . سوارها « قيقاج » مىانداختند . خيلى استاد بودند . اغلب پسرهاى حاجى اسد خان بودند . تماشا داشت . يك ساعت از ظهر رفته گرسنه وارد عمارت حكومتى اطاق آقاى عماد السلطنه شدم . اين شش فرسنگ راه را پنج ساعته آمدم . ملا هادى جناب بود .
صحبتهاى بامزه مىكرد . ملاير دهات آباد اعلى دارد . شهر دولتآباد هزار و پانصد الى دو هزار خانوار است . خالصه بوده حال خريدهاند و ملكى شده است . عمارت خوبى با ميدان بزرگى در جلو عمارت دارد . دوازده سال قبل حضرت و الا حاكم اين سه ولايت بودند .
منافع عرض داد
خود دولتآباد منافع خوب از عرض داد دارد . سيصد و شصت پارچه آبادى ملاير دارد . تويسركان و نهاوند هردو آنقدر ندارند . الحمد لله از هرجهت امورات را منظم فرمودهاند . آب از آب تكان نمىخورد . از صبح تا شب در اطاق بيرون تشريف دارند . به جزئى و كلى شخصا رسيدگى مىكنند . عارض همه روزه زياد داشت . مداخل خوبى دارد .
انشاء الله روز جمعه ششم از ملاير حركت كرده شب آورزمان توقف است . روز شنبه بعد از ناهار سمت نهاوند . عريضهء مفصلى جهت حضرت و الا نوشته با چاپار روانه شد .
روز چهارشنبه حضرات وارد نهاوند خواهند شد .
نهاوند
شنبه هفتم شهر رجب - بعد از نماز از آورزمان سوار شده قدرى رفته خوانين
هامش
( * ) جاى اسم سفيدست .