حلالى تنباكو
جمعه 23 جمادى الاولى - ديشب باران شديدى تا صبح آمد . خواب حرام شد .
خانهء حضرت و الا رفتم . حرمت تنباكو همانطور باقى است . مىگويند تا به كلى اين كار از كمپانى انگليسى خلع نشود حلال نخواهد شد . مذاكرات زياد شده است . آخوندها و ملاها اين روزها معركه مىكنند . جانى گرفتهاند و مردم را نهى مىكنند و تنبيه مىكنند . خداوند اصلاح كند . بد وضعى است .
جهاد براى تنباكو
شنبه 24 - ديشب تا صبح باران و باد و رعد و برق معركه كرد . كمى آفتاب و بعد ابر شد . درب خانه خدمت آقاى نايب السلطنه رفتم . مدتى با مسيو كنت نظم الملك خلوت داشتند . بعد شرفياب شده اوقات تلخى داشتند و خيلى اظهار كسالت از كار مىفرمودند . جهت اوقات تلخى معلوم نشد . در باغ هم شورى بود . بعد از ناهار آنجا تشريف بردند . منزل آمدم . مشهدى اكبر و ساير نوكرها گفتند اعلانى در كوچه و بازارها چسباندهاند كه روز دوشنبه و سهشنبه جنگ ( جهاد ) است و اگر دكان تنباكو فروشى و توتونفروشى باز باشد خود فروشنده را كشته دكانش را آتش خواهيم زد .
معلوم شد اوقات تلخى آقا و انعقاد مجلس شورى جهت اين اعلان بوده است . مردم خيلى مستعد شدهاند . خداى نكرده اگر ده نفر « مشهدى » و آدم بىمعنى در شهر شورش كند تمام شهر و تمام ايران شورش خواهند كرد . تمام مردم دلتنگ [ اند ] و به جان رسيدهاند .
حكايت تنباكو را جلو كشيده و باطن را مىخواهند ظاهر كنند و معلوم نيست مصدر اين شرارت و هرزگيها كيست و از جانب كه اشاره مىشود .
اخراج سعد السلطنه از قزوين
باقر خان سعد السلطنه كه از قوم و خويشهاى جناب امين السلطان است اول آبدار [ بود ] و حالا چند سال است معتبر و حاكم شهر قزوين شده است ، مردم قزوين بيرونش كردهاند و شورش عظيمى كرده مىخواستند سعد السلطنه را بكشند . شبانه فرار كرده و به طهران آمده است . جارچى در شهر از جانب سعد السلطنه جار زده بوده كه قليان حلال شده و مردم بكشند . سيدى از سادات بالاى منبر رفته گفته است تنباكو و توتون از جانب دولت حرام نشده كه حالا حلال شود . آنكه تنباكو را حرام كرده هنوز حلال نكرده است . سعد السلطنه شب فرستاده سيد را گرفته و از شهر بيرونش نمودهاند .
اهل شهر سيد را به شهر آورده و آدمهاى سعد السلطنه را به قرار واقع كتك زدهاند .
بعد جمعيت داخل عمارت حكومتى شده . حاجى ملك التجار كه مغلولا به قزوين برده بودند جلو آمده و قرآن مجيد را آورده طورى مردم را پراكنده كرده و با سعد السلطنه در كالسكه نشسته فرار كردهاند . اگر ملك نبود حكما سعد السلطنه را كشته بودند . اين هم از وقايع جديد است . مردم مفسد در شهر خيلى هست و اغلب مشغول تفتين هستند .
خداوند رحم كند .