حكومت همدان - فوت علاء الملك
يكشنبه پنجم شهر رجب - ديشب تا صبح باران آمد . هركجا كه خراب نشده بود خراب كرد . نمنم مىآيد كه خوب به خورد پشتبام برود . صبح ابر و باران قطره قطره مىآيد . خانهء حضرت و الا رفتم دستخط همايونى را خواندم . حضرت و الا استعفا از حكومت همدان عرض كرده بودند . به شدت سخت در جواب صدر عريضه مرقوم شده بود « شاهزاده به امين السلطان » .
با وجود اين دستخط و فرمايشات نمىشود نرفت . حضرت و الا عريضهء مجدد عرض كردند كه « خانات و يهود همدان كه تيول علاء الملك مرحوم بود اينك در عوض مواجب تيول به فدوى داده شود » . جواب خطاب به جناب امين السلطان ساعتى بعد آمد كه خانات و يهود به عز الدوله تيول مرحمت شد و بسيار خوب تيولى است . علاء الملك بيچاره شش هفت روز قبل به مرض فجأه به رحمت ايزدى پيوست . سالها پيشكار و وزير حضرت و الا بود . دو عمهء حضرت و الا هم يكى شاهزاده نور جان خانم ، ديگرى شاهزاده دلشاد خانم به فاصلهء دو روز از هم ، پنج شش روز پيش مرحومه شدند . در ختم مسجد شاه سر ناهار گداها معركه كرده بودند . تمام ناهار و ظروف را به غارت برده بودند . تماشا زياد داشته . عصر به منزل آمدم . مريضهء ما الحمد لله بهتر است .
هوا عصر آفتاب شد . اين باران خرابى زياد رسانيده . در اين هواى سرد همدانى شديم .
شكار زياد ، مداخل هيچ
هرطور بود اين و بال را به گردن ما گذاردند ، خسر الدنيا و الاخره . تابستان خوب و زمستان بدى دارد . من دو سال تمام در هفت سال قبل آنجا بودم . شكار زياد دارد ولى مداخل هيچ . اينك عضد الدوله سلطان احمد ميرزا ابن خاقان خلد آشيان حاكم آنجاست . از سالى كه معزول شديم ايشان حاكم هستند . هفت سال و نيم است . حكومت ايشان تفصيل دارد و كارهاى غريب در هر حكومتى دارند . كتابى عليحده لازم دارد .
از جانب ناصر الملك اين چند سال حاكم بود . قبيح است از مثل عضد الدوله كه از جانب شخص پستى مثل ناصر الملك مرحوم و حاليه حاكم همدان باشند . اين شاهزاده كارها در همدان كرده . چون املاك حضرت و الا آنجاست لهذا از وضع حكومت ايشان بىخبر نبودهايم . همه كس مىداند خودشان ننگى ندارند و برملا مىگويند . حقيقت تماشا دارد . اگر شخص مىخواهد پول جمع كند به اين رويه راه برود . اگر به همدان رفتم تفصيل حكومت شاهزاده را چه در آنجا و چه در جاهاى ديگر كه فرمانفرمائى كردهاند خواهم نوشت . انشاء الله تعالى .
تيول خانات و يهود همدان
سهشنبه هفتم رجب المرجب - صبح معلم « ارگ » آمد . يك ساعت و نيم به ظهر