احوالپرسى رعيتها رفتيم در جويها . در آنجا يك دانه اردك آقا داداش در هوا ماشاء الله خيلى خوب زد . سه ربع به غروب مانده آمديم به كوريجان .
روز شنبه 13 - سوار شديم ، به طرف راهنگ [ و ] ويان « 1 » رفتيم . با آقا داداش بوديم .
بعد سوار شديم من و طاهر خان و ميرزا زمان و ناظر و يونس ميرزا . دو خرگوش درآمد شكار نشد . ميرزا زمان يك دانه اردك روى هوا زد . رفتيم در مزرعه ناهار خورديم .
باز ميرزا زمان روى هوا يك دانه اردك زد . آقا داداش هم يك دانه اردك زدند . من دو گنجشك به يك تير زدم . غروب وارد كوريجان شديم .
روز چهارشنبه 14 - سوار شده به طرف ويان رفتيم . يك دانه اردك آقا داداش زدند . يك دانه هم ميرزا زمان زد . يك آهو كنار جويبار بيرون آمد شكار نشد . آمديم به كوريجان ميان حصار من يك جغد زدم .
روز پنجشنبه 15 - سوار شديم به شهر بيائيم بين راه سرماى شديد بدى بود .
برف هم بود . چشم آقا داداش را برف زد . دو سه روزى مداوا كردند . . . برف رفع شد .
در امامزاده ناهار خورديم . من يك طرقه زدم . امروز سوار اسب قزل بودم . دو ساعت به غروب مانده حيدره رفتيم . در راه خيلى برف بود . بالا رفتيم سه اردك بلند شد شكار نشد . رفتيم امامزاده حيدره ناهار آنجا خورديم . بعد از ناهار دو نفر پياده بلد برداشته رفتيم كنار رودخانه برف زياد بود . پياده شديم پنج دانه اردك بلند شد . آقا داداش يك دانه روى هوا خيلى خوب زدند . شاهزاده جانم يك خرگوش از بالاى سر ابو القاسم زدند . من يك دانه سار در سر اسب زدم . شاهزاده جانم باز يك دانه ابيا از بالاى سر ابو القاسم زدند . من يك جغد بزرگ زدم . غروب وارد شهر شديم . جغد را گرگ خورد تمام كرد ، و السلام .
شب چهارشنبه - آخر سال است ، آتشبازى كردند . خوب آتشبازى كردند ، و السلام .
امروز كه روز پنجشنبه است احوال من خوب شده است . آقا داداشم يك قدرى احوالش خوب نيست ؛ و السلام .
روز دوشنبه 9 شهر جمادى الاولى - سوار شديم به طرف ينگجه روان شديم . در راه گل زياد بود . ينگجه كه رسيديم چهار پنج دانه اردك ديده شد . آقا داداش يك تير انداخت نخورد . ناهار را آنجا خورديم . بعد از ناهار آقا داداش سه طرقه در زمين و يكى در هوا زدند . هنگام مراجعت هم سه سار آقا داداش زدند . من يك طرقه زدم .
شاطرباشى همراه بود با ساير نوكرها . محمد تقى بيك يك طرقه [ زد ] . در غروب وارد شهر همدان شديم .
نوروز 1300
شب چهارشنبه 11 شهر جمادى الاولى است - ساعت از شب گذشته تحويل شمس به برج حمل بود . يك ساعت از شب مزبور گذشته آتشبازى خوبى كردند در همدان .
هامش
( 1 ) - نام اولين آبادى شناخته و يافته نشد . روعان ( و ) ويان در فهرستها هست .