1299 زمان اقامت همدان
روز دوشنبه 4 ماه ذيقعده - صبح سوار شدم . به طرف ابرو و سيمين روانه شديم . در عرض راه يك كلاغ من زدم ، برگشتن يك مار زدم . من امروز از اسب خوردم زمين . خدا رحم كرد . غروب وارد همدان شدم . ق 1299 .
روز دوشنبه 11 شهر ذيقعده - به شكار آهو رفتيم . هوا قدرى مغشوش بود .
چندان عقب شكار نگشتيم ، آهو هم بيرون نيامد . وقت ناهار نزديك شد در بيشه ناهار خورديم . عصرانه هم در آنجا خورديم هيچچيز شكار نكردم . بعد مراجعت كرده به شهر آمديم . و السلام .
روز پنجشنبه 14 - سوار شده درهء عباسآباد رفتيم . شاهزاده جانم دو كبك و يك خرگوش زدند ، اما داداش يك دليچه شكار كردند . بنده دو دانه گنجشك زدم . عصر چاى خورديم برگشتيم .
روز دوشنبه 18 - سوار شده امامزاده كوه رفتم . در بين راه آقاداداش يك كبك زدند . خان باباخان سرتيپ همراه بود . شاهزاده جانم دو كبك با . . . . « 1 » زد . من دو دانه گنجشك زدم . عصر چاى خوردم به شهر آمدم .
روز دوشنبه 25 شهر ذيقعده - سوار اسب قزل شده به طرف فقيره رفتيم . بسيار روز تلخى ، باد و خاك زيادى بود . شكار به هيچوجه ممكن نبود . با اين تفصيل شاهزاده جانم يك كبك زدند . بعد از كثرت گرد و خاك در بيشه رفته ناهار را خورديم . پس از آن سوار شديم . در بين راه پنج دانه خرگوش تازيها شكار كردند . به شهر آمده چاى را شهر خورديم . من هيچ شكار نكردم .
روز پنجشنبه 28 شهر ذيقعده الحرام - سوار شده به طرف درهء عباسآباد رفتيم .
يك خرگوش بيرون آمد تازى زوبين گرفت . از آنجا چاى خورده سوار شديم . شاهزاده
هامش
( 1 ) - كلمهاى ناخواناست - از اين پس بهجاى كلمههاى ناخوانا نقطهچين مىشود و اشاره نخواهد شد و هرجا كه نويسنده خود نقطهچين كرده است آن موارد را متذكر خواهم شد .