( 1 ) اخبارى ديگر كه مطالب پيشين را تأييد مىكند
( 2 ) حديث صد و نود و يك « 1 » - علقمه فرزند قيس مىگويد : به على [ عليه السّلام با تعجب گفتم ] : بين خود و فرزند هند جگر خوار [ معاويه ] داور قرار مىدهى ؟ ! فرمود : من در روز حديبيه كاتب رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم بودم پس چنين نوشتم : اين قرار دادى است كه بر مبناى آن محمد رسول خدا با سهيل بن عمرو [ از قريش ] ، صلح كرده است . سهيل گفت : اگر مىدانستيم او رسول خداست با او نبرد نمىكرديم آن اسم را پاك كن . گفتم : به خدا سوگند ، وى على رغم ميل تو ، رسول خداست . نه ، به خدا سوگند ، آن را پاك نخواهم كرد . رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم فرمود : « جاى كلمهء رسول خدا را به من نشان ده » آن را نشان دادم پس خود حضرت آن را پاك كرد و فرمود : « آگاه باش براى تو نيز همانند اين ماجرا خواهد آمد و تو ناگزيرى آن را عمل كنى » .
( 3 ) حديث صد و نود و دو « 2 » - چون رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم با اهل حديبيه - يا اهل مكه - صلح كرد على [ عليه السّلام ] صلح نامه را مىنوشت پس چنين نگاشت :
محمد رسول خدا . مشركان [ رو به پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و إله ] گفتند : ننويس محمد رسول خدا .
اگر تو رسول خدا بودى با تو نبرد نمىكرديم ، به حضرت على فرمود : « آن را پاك كن » .
على [ عليه السّلام ] گفت : من را نرسد آن را پاك كنم . پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم با انگشت خود آن را پاك كردند و با ايشان مصالحه كردند كه تنها سه روز با يارانشان به مكه درآيند آن هم تنها با كيسهء چرمى كه در آن شمشير و وسايل سفر مىگذارند .
هامش
( 1 ) حديث صد و نود و يك در مصادر ديگر : كتاب السنه : ص 425 ، ح 907 ؛ انساب الاشراف : ج 1 ، ص 244 ، ح 427 .
( 2 ) حديث صد و نود و دو در مصادر ديگر : مسند طيالسى : ص 97 ، ح 713 ؛ مسند احمد : ج 10 ، ص 535 ، ح 18567 ؛ صحيح بخارى : ج 3 ، ص 241 ؛ صحيح مسلم : ج 3 ، ص 10 ، ح 1783 ؛ سنن ابى داود : ج 2 ، ص 167 ، ح 1832 .